عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

870

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

سركش دوان كشنده و خيانت كننده ( از آن ايمن مباشيد بلكه حدّ اكثر استفاده را براى آخرت از آن بنمائيد تا رستگار باشيد نه زيانكار ) . 9 يا ابا ذر انّك غضبت للهّ سبحانه فارج من غضبت له انّ القوم خافوك على دنياهم و خفتهم على دينك فاترك فى ايديهم ما خافوك عليه و اهرب منهم بما خفتهم عليه فما احوجهم الى ما منعتهم و ما اغناك عمّا منعوك و لو انّ السّموات و الأرض كانتا على عبد رتقا ثمّ اتّقى اللّه لجعل له منهما مخرجا فلا تؤنسنّك الّا الحقّ و لا يوحشنّك الّا الباطل فلو قبلت دنياهم لأحبّوك و لو قرضت منها لأمنوك اين سخن شيرين و شيوا را حضرت عليه السّلام بهنگامى فرمودند كه عثمان جناب ابا ذر را به ربذه طرد ميكرد و آن داستان چنان است كه وقتى كه ايرادات حقهّء ابو ذر بر عثمان بسيار و عرصه را بر وى تنگ عثمان امر كرد ابو ذر بربذه طرد شود هيچكس نبايد او را مشايعت نمايد و با وى سخن گويد و مأمور اين كار مروان حكم عليه اللّعنة و العذاب بود حضرت امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام باعبد اللّه جعفر و عقل با امرّ به عثمان مخالفت كردند و ابو ذر را مشايعت نموده در بيرون مدينه هر يك با وى سخنى گفته و توديع نمودند وقتى كه حضرت امام حسن با ابو ذر مشغول سخن بود مروان گفت يا حسن مگر امريهّء خليفه را نشنيدى و با حضرت درشتى كرد حضرت امير المؤمنين سيئى به صورت اسب مروان زده او را باز گردانيد مروان شكايت بعثمان برد عثمان حضرت را طلبيد با وى عتاب كرد كه چرا امريهّء مرا اجرا نكرده سيلى به صورت اسب مروان زده او را بر شمردهء اكنون مروان را سزد كه قصاص كند حضرت فرمود امّا در مورد اسب اسب من حاضر است مروان قصاص كند امّا در بارهء مطالب ديگر چنانچه مروان لب بسخن بگشايد درشت تر از آنها را بر تو خواهم شمرد و نخواهم گفت مگر راست عثمان ناچار دم در كشيده بارى حضرت در اين موقع بابى ذر فرمودند : اى ابا ذر تو براى خدا خشم گرفتى از همان كسى كه برايش خشم گرفتى اميد داشته باش اين مردم بر دنيايشان از تو ترسيدند