عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

862

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

مراقبا قلبه حافظا لسانه : سزاوار است كه مرد بر نفسش آگهى داشته باشد دلش را مواظبت كننده و زبانش را نگهدارنده باشد ( تا آن بزنگار هوس آلوده نگردد و اين به غير حق سخن نگويد ) . 27 ينبغي للعاقل ان يحترس من سكر المال و سكر القدرة و سكر العلم و سكر المدح و سكر الشّباب فانّ لكلّ ذلك رياح خبيثة تسلب العقل و تستخفّ الوقار : خردمند را سزد كه خويش را نگهبانى كند از مستى مال و مستى قدرت و توانائى و مستى علم و مستى ستايش و مستى جوانى زيرا كه براى هر يك از اينها بادهائى است پليد و زشت كه عقل را مى گيرند و وقار و گرانى شخص را به سبكى مبدّل مى سازند . 28 ينبغي للعاقل ان يكثر من صحبة العلماء الأبرار و يجتنب مقاربة الأشرار و الفجّار : مرد خردمند را سزد كه با علماء نيكو كردار بسيار همنشينى كند و از نزديكى با بدان و بدكاران دورى گزيند . 29 ينبغي ان يهان مغتنم مودّة الحمقى : سزاوار است آن كسى كه دوستى ابلهان را غنيمت ميشمرود اين كه خوار گردد . 30 ينبغي لمن اراد اصلاح نفسه و احراز دينه ان يجتنب مخالطة الدّنيا : سزاوار است آن كس كه اراده دارد نفسش را اصلاح نمايد اين كه از آميزش با مردم دنيا دورى گزيند . 31 ينبغي لمن عرف نفسه ان لا يفارقه الحذر و النّدم خواف ان تزلّ به بعد العلم القدم : براى كسى كه شناساى نفس خويش است سزاوار است به اين كه از ترس و پشيمانى ( از عمر از دست رفته غفلت نورزد و ) جدا نگردد از ترس اين كه مبادا پس از دانستن ( و شناختن ديو نفس درشتى آغازد و زمام از دست عقل در گسلاند ) و بدان واسطه قدم از جادّة حق و هدايت بلغزد . 32 ينبغي ان يكون التّفاخر بعلى الهمم و الوفاء بالذّمم و المبالغة فى الكرم لا ببوالى الرّمم و رذائل الشّيم : ( اگر كسى اهل فخر و نازش باشد ) سزاوار است كه بنازد به بلندى همّتها و وفا كردن به پيمانها و پافشارى در كرم و جوانمردى نه اين كه بنازد باستخوانهاى پوسيده و كردارها