عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

856

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

جوره : كسى كه مردم از دست جور و ستمش ايمن نباشند خدا او را از عذابش ايمن نمى گرداند . 451 لا يقرّب من اللّه سبحانه الّا كثرة السّجود و الرّكوع : انسان را به خداوند سبحان نزديك نمى گرداند مگر بسيارى سجود و ركوع . 452 لا يذهب الفاقة مثل الرّضا و القنوع : چيزى فقر و ندارى را مانند رضاى به قضاى خدا و قناعت از بين نمى برد . 453 لا لوم لهارب من حتفه : آنكه از مرگش گريزنده است مورد نكوهش واقع نمى شود . 454 لا خير فى اخ لا يوجب لك مثل الّذى يوجب لنفسه : خيرى نيست در برادرى كه براى تو واجب نمى داند آنچه را كه براى خودش واجب ميداند . 455 و قال عليه السّلام فى وصف جهنّم : لا يظعن مقيمها و لا يفادى اسيرها و لا تقتصيم كبولها و لا مدّة للدّار فتفنى و لا اجل للقوم فيقضى : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء جهنّم فرمودند : جاى گيرنده در جهنّم از آن بيرون آينده نيست اسيرش فدا داده نشود كه جان خود را از آن ورطه باز خرد بنده‌هايش ناگسستنى ، مدّت و زمان خانه‌اش بسر نيامدنى و حكم مگر بر جاى گيرندگان در آن جارى نشدنى است ( خدايا بحقّ محمّد و آل محمّد عليهم السّلام قسمت مى دهيم كه ما را در آن جاى ندهى و به آتش قهرت نسوزانى ) . 456 و قال عليه السّلام فى وصف من ذمهّ لا يحتسب رزيّة و لا يخشع تقيّة : و آن حضرت در بارهء كسى كه او را نكوهشگر بود فرمود : آن مرد براى خود نه بلائى را بشمار مى آرد ( و پيش بينى مىكند ) و نه از مركز ترسى مى ترسد ( كه ناگاه از دو طرف هر دوى اينها به او روى آورند و اميدش را قطع مى نمايند ) . 457 لا يعرف باب الهدى فيتبّعه و لا باب الرّدى فيصدّ عنه : آن مرد باب هدايت را نمى شناسد تا آن را پيروى كند و نه باب هلاكت را ميداند تا خود را از آن كنار كشد . 458 لا مرحبا بوجوه لا ترى الّا عند كلّ سؤة نيكو مباد چهره‌هائى كه يافت نشوند مگر نزد هر زشتى و پيش آمد بدى . 459 لا رياسة كالعدل فى السّياسة :