عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
851
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خيرا منه : مردم براى اصلاح امور آخرتشان چيزى از دنيايشان را واگذار نكنند جز اين كه خداوند سبحان بهتر از آن را به آنها عوض دهد . 395 لا يترك النّاس شيئا من دينهم لأصلاح دنياهم الّا فتح اللّه عليهم ما هو اضرّ منه : مردم چيزى از دينشان را براى اصلاح امر دنياشان مايه نگذارند مگر اين كه خداوند چيزى كه زيانش بيشتر از آن باشد بر آنها وارد سازد . 396 لا ينبغي للعاقل ان يقيم على الخوف اذا وجد الى الأمن سبيلا : سزاوار نيست كه مرد خردمند بر ترس ايستادگى كند در جائى كه براى امنيّت راهى پيدا كند ( راه امن آخرت همواره و از اين وادى پر خوف و خطر كوچيدن بايد ) . 397 لا تلقى المؤمن حسودا و لا حقودا و لا بخيلا : مرد با ايمان به خدا را حسود كين توز و بخيل نخواهى يافت . 398 لا ينجع تدبير ما لا يطاع : كسى كه فرمانش برده نشود تدبيرش سودمند نيفتد . 399 لا خير فى المناجاة الّا لرجلين عالم ناطق او مستمع واع : راز و نياز با خداى تعالى جز براى دو كس نيك نيست دانشمندى سخن گستر شنونده نگهدارنده سخن . 400 لا خير فى الصّمت عن الحكمة كما لا خير فى القول الباطل : خاموشى از حكمت و دانش خوب نيست همچنان كه سخن بباطل گفتن نيكو نه 401 لا يملك امساك الأرزاق و ادرارها الّا الرّزّاق : نگهدارى و ريزش روزيها نيست مگر از جانب خداوند روزى رسان . 402 لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق : نبايد اطاعت مخلوق در عصيان خالص واقع شود ( بلكه در چنين جائى بايد نافرمانى پادشاه و مخلوق را براى فرمانبردارى خدا كرد ) . 403 لا ورع انفع من تجنّب المحارم : هيچ پرهيزكارى سودمندتر از خوددارى از گناهان نيست . 404 لا عدل انفع من ردّ المظالم : هيچ عدلى سودمندتر از باز گرداندن مظلمهها و اداى ديون نيست . 405 لا يجمع المال الّا الحرص و الحريص شقىّ مذموم : مال را جز حرص گرد نياورد و شخص حريص و آزمند بدبخت و نكوهيده است . 406 لا يبقى المال الّا البخيل و البخيل معاقب