عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

838

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

مانند پاكيزه بودن از گناهان نيست . 177 لا جنّة اقوى من اجل : هيچ سپرى استوارتر از سر رسيد و مرگ نيست ( كه تا آن وعده نرسد كسى در معرض مرگ و آفات قرار نگيرد ) . 178 لا غادر اخدع من الأمل : هيچ مكر كنندهء حيله‌گر تر از آرزو نيست . 179 لا ذخر انفع من صالح عمل : هيچ پس اندازى سودمندتر از كار نيك نيست . 180 لا حسب ارفع من الأدب : هيچ گوهرى بالاتر از ادب و كمال دين داشتن نيست . 181 لا نسب اوضع من الغضب : هيچ نسبى انسان را از خشم فرود آرنده‌تر نيست . 182 لا مال اعود من العقل : هيچ مالى پر فائده‌تر از عقل نيست . 183 لا فقر اشدّ من الجهل : هيچ ندارئى بالاتر از خاموشى نيست . 184 لا حافظ احفظ من الصّمت : هيچ نگهدارندهء بالاتر از خاموشى نيست . 185 لا قادم اقرب من الموت : هيچ نزديك آيندهء نزديكتر از مرگ نيست . 186 لا واعظ ابلغ من النّصح : هيچ واعظى شيواتر از پند دادن بمردم نيست . 187 لا سوئة اسوء من الشّحّ : هيچ زشتى بالاتر از بخل نيست . 188 لا شرف اعلى من الأيمان : هيچ شرافتى بالاتر از ايمان به خدا و رسول داشتن نيست . 189 لا فضيلة اجلّ من الإحسان : هيچ فضيلتى بالاتر از نيكى در بارهء مردم نيست . 190 لا ضمان على الزّمان : هيچ تضمينى بروزگار نيست ( و فقر و غنايش پايدار نه ) . 191 لا رسول ابلغ من الحقّ : هيچ رسولى رساننده‌تر از حق و درستى نيست . 192 لا ترجمان اوضح من الصّدق : هيچ ترجمانى توضيح دهنده‌تر از راستى نيست ( و شخص راستگو همان ظاهر حالش دليل بر راست گوئى او است ) 193 لا داء ادوى من الحمق : هيچ دردى دردناكتر از ابلهى نيست . 194 لا خلق اشين من الخرق : هيچ خوئى زشت تر از نادانى و بيخردى نيست . 195 لا كنز انفع من العلم : هيچ گنجى سودمندتر