عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
825
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
اميدوار است و با طول امل و آرزوئى كه دارد در كار تو به امروز و فردا مىكند سخنش در دنيا سخن زاهدان و عملش در دنيا عمل دلباختگان به دنيا است . 253 لا تلتمس الدّنيا به عمل الأخرة و لا تؤثر العاجلة على الأجلة فانّ ذلك شيمة المنافقين و سجيّة المارقين : با عمل آخرت و نشان دادن زهد و پارسائى جوياى دنيا مباش و دنيا را بآخرت ترجيح مگذار زيرا كه اين روش منافقان و دورويان و خوى از دين بيرون روندگان است . 254 لا يغرّنّك ما اصبح فيه اهل المغرور بالدّنيا فانّما هو ظلّ ممدود الى اجل محدود : نكند كه آنچه كه اهل غرور و فريب خوردگان دنيا در آنند تو را هم بفريبد زيرا كه اين زيب و زيور دنيا سايهايست كشيده شده تا مدّت محدودى ( آفتاب عمر كه غروب كرد آن سايه هم زايل و آن بساط درهم فرو خواهد ريخت ) . 255 لا تكن غافلا عن دينك حريصا على دنياك مستكثرا ممّا يبقى عليك مستقلّا ممّا يبقى لك فيؤدّيك ذلك الى العذاب الشّديد : نكند كه تو از دينت غافل و بر دنيايت حريص باشى زياد كننده باشى چيزى را كه آن بزيان تو است كم كننده باشى چيزى را كه آن بسود تو است كه اگر چنين كنى اين كار تو را به عذاب شديد و سختى خواهد رسانيد . 256 لا تلتبس بالسّلطان فى وقت اضطراب الأمور عليه فانّ البحر لا يكاد يسلم راكبه مع سكونه فكيف مع اختلاف رياحه و اضطراب امواجه : بهنگام آشفتگى امور و درهم ريختگى كارها بپادشاه مپيوند و نزديك مشو زيرا كه ( پادشاه بمنزلهء دريا است و ) دريا در حال آرامش نزديك نيست سوارش بسلامت ( از چنگال امواج و طوفانش ) برهد پس چگونه در حالى كه بادهاى مخالف از هر طرف مى وزد و امواجش لطمات سهمگين بر هم مى كوبد كسى از آن رهيدن تواند . 257 لا تحقرنّ صغائر الأثام فانّها الموبقات و من احاطت به موبقاته اهلكته گناهان كوچك را كوچك مشمار زيرا كه آنها تباه كننده و هلاك سازندهء انسانند و البتهّ هر كس بگرد تباه كنندهها بگردد هلاك خواهد شد ( شخص گناهان