عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

786

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

الدّين بافساد الدّنيا : مال بسيار در برابر مال بخشيدن است و درستى دين در برابر نادرستى دنيا است ( و دين و دنيا با هم جمع نگردند ) . 67 وقود النّار يوم القيامة كلّ بخيل بماله على الفقراء و كلّ عالم باع الدّين بالدّنيا : در روز قيامت آتش گيرندهء دوزخ هر كسى است كه با مالش بر فقراء بخل ورزيده و هر عالمى است كه دين را به دنيا در باخته است . 68 واضع العلم عند غير اهله ظالم له : آن كس كه علم را بناكس بياموزد او بر علم ستم كرده است . 69 واضع معروفه عند غير مستحقهّ مضيّع له : آن كس كه نيكى خود را در بارهء كسى كه در خور آن نيكى نيست به كار برد نيكى خويش را تباه ساخته است 70 ورع المؤمن يظهر فى علمه : پرهيزكارى مؤمن در علمش آشكار مى گردد . 71 ورع المنافق لا يظهر الّا فى لسانه : منافق پارسائيش جز در زبانش هويدا نگردد . 72 و اللّه ما فجئنى من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته و لا كنت الّا كعازب ورد و لا طالب وجد : سوگند با خداى چيزى از ( آثار و علائم ) مرگ ناگهان بر من وارد نگرديد كه من او را مكروه شمارم و چيزى پديدار نشد كه من آن را بد پندارم جز اين كه ( از بس من شيفتهء ديدار پروردگار مى باشم هر وقت نشانهء از مرگ را ديدار كردم ) نبودم مگر مانند دورى كه نزديك شده و يا جويندهء كه يافته باشد ( و انس پسر ابي طالب بمرگ بيش از طفل به پستان مادر است ) . 73 و اللّه ما منع الحقّ اهله و ازاح الحقّ عن مستحقهّ الّا كلّ كافر جاحد و منافق ملحد بخداى لا يزال سوگند است كه حق را از اهلش منع نكرد و آن را از مستحقّ باز نگردانيد مگر هر كافرى كه خدا را منكر است و هر منافقى كه با حق در كار الحاد و ستيز است ( و حضرت عليه السّلام در اين سخن كفر خلفا ثلاثه و غاصبين حق اهل بيت را اثبات فرموده‌اند ) 74 و لئن امهل اللّه سبحانه الظّالم فلن يفوته اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه و بموضع الشّجا من مجاز ريقه : اگر خداوند بزرگ روزكى چند ستمگر را مهلت دهد و دستش را در كار باز گذارد البتهّ گرفتن آن ظالم از خدا فوت نگردد و او در سر پل در راه گذرگاهش ايستاده