عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

776

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كننده و همّتهاى ناپسنديده . 26 نعوذ باللهّ من سباب العقل و قبح الزّلل و به نستعين : پناه بر خدا از زشتى و آلودگى عقل و در لغزشهاى زشت و سخت از او يارى مى جوئيم . 27 نظام المروّة حسن الأخوّة و نظام الدّين حسن اليقين : نظام مردانگى بخوب برادرى كردن و نظام دين به يقين نيك داشتن در بارهء خدا است . 28 نحمد اللّه سبحانه على ما وفّق له من الطّاعة و ذاد عنه من المعصية : خداى را سپاس مى گذاريم بر توفيق دادن او ما را باطاعت و دور داشتنش ما را از معصيتش . 29 نعم اللّه سبحانه اكثر من ان تشكره الّا ما اعان اللّه تعالى عليه و ذنوب ابن آدم اكثر من ان تغفر الّا ما عفى اللّه عنه نعمتهاى خداوند سبحان بيشتر از آنست كه تو توانائى شكرش را داشته باشى مگر آنچه كه خداوند تعالى بر شكر آن يارى كند و فرزند آدم را گناه بيش از حدّ آمرزيده شدن است مگر آنچه را كه خدا از آن بگذرد . 30 نسأل اللّه لمننه تماما و بحبله اعتصاما از خداوند درخواست مى كنيم تماميّت نعمتش را و چنگ در افكندن برشتهء استوار وى را . 31 نحن اعوان المنون و انفسنا نصب الحتوف فمن اين نرجو البقاء و هذا اللّيل و النّهار لم يرفعا من شيء شرفا الّا اسرع الكرّة فى هدم ما بنينا و تفريق ما جمعنا : ما خودمان ياران گرفتاريهائيم و نفوسمان در مركز مرگ ها واقع اند پس از كجا اميد بماندن داشته باشيم در صورتى كه اين روز و شب چيزى را از بلندى و ارجمندى بالا نمى برند مگر اين كه بتندى مى تازند براى خرابى آنچه كه ما بنا نهاده‌ايم و پراكندن آنچه كه ما گرد آورده‌ايم ( پس چه بهتر كه انسان دل بدنياى دلى نبندد و مردانه به كار آخرت برخيزد ) . 32 نظام الدّين مخالفة الهوى و التنّزهّ عن الدّنيا نظم و آراستگى دين به اين است كه انسان هوا را مخالفت كند و خود را از جهان پاكيزه سازد ( و دامان بدان نيالايد ) . 33 نافحو بالظّبى و صلوا السّيوف بالخطى و طيّبوا عن انفسكم نفسا و امشوا الى الموت مشيّا سجحا : بهنگام گير و دار با نوك نيزه‌ها بزنيد