عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

768

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

151 معرفة النّفس انفع المعارف : سودمند ترين معرفتها شناسائى نفس است ( و آن را براهى كه سود نفس در آن است وا داشتن ) . 152 ملاك النّجاة لزوم الأيمان و صدق الأيقان : ريشهء رستگارى ايمان به خدا را ملازم بودن و يقين درست و نيكو داشتن است . 153 مستعمل الباطل معذّب ملوم : آنكه به كار باطل سرگرم است عذاب شونده و نكوهش شده است . 154 مستعمل الحرص شقىّ مذموم : در كار كننده حرص بدبخت و نكوهيده است . 155 معاجلة الانتقام من شيم اللّئام : در كار كيفر كشيدن شتاب كردن روش ناكسان است . 156 معاجلة الذّنوب بالغفران من اخلاق الكرام : گناهان را بتندى آمرزيدن روش كريمان است . 157 مودّة العوام تنقطع كانقطاع السّحاب و تنقشع كما تنقشع السّراب : دوستى نادانان بريده مىشود همچون بريده شدن ابرو از هم گسيخته مى گردد گسيختن سراب از يكديگر . 158 موافقة الأصحاب تديم الاصطحاب و الرّفق فى المطالب يسهل الأسباب : با دوستان همراهى كردن دوستى را پايدار داشتن و در كارها نرمى را كار بستن اسباب پيشرفت آن كارها را آسان كردن است . 159 و سئل عليه السّلام عن مسافة ما بين المشرق و المغرب فقال عليه السّلام : مسيرة يوم الشّمس : آن حضرت عليه السّلام را از مسافت ما بين مشرق و مغرب پرسيدند فرمود : باندازهء يك روز راه خورشيد است . 160 مجالسة الحكماء حيوة العقول و شفاء النّفوس : نشستن با دانشمندان عقلها را از زندگى مى بخشد و نفوس را از بيماريها شفا مىدهد . 161 مسوّف نفسه بالتّوبة من هجوم الأجل على اعظم الخطر : آنكه در برابر يورش مرگ نفس خود را در كار توبه بامروز و فرد اميد دارد در كار پر بيم و خطرى وارد است . 162 معاشر النّاس انّ النّسآء نواقص الأيمان نواقص العقول نواقص الحظوظ فامّا نقص ايمانهنّ فقعودهنّ فى ايّام حيضهنّ عن الصّلوة و الصّيام و امّا نقصان