عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
729
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
72 من اشرف افعال الكريم تغافله عمّا يعلم از شريفترين كارهاى شخص جوانمرد آنست كه خود را به بيخبرى مى زند از عيوبى كه به آنها دانا است ( اى خداوند جواد كريم از پيشگاه اقدست چشم آن داريم كه در قيامت چشم از زشتيهائى كه در ما سراغ دارى بپوشى و بلطف و كرمت ما را بيامرزى ) . 73 من احسن افعال القادر ان يغضب فيحلم : از بهترين كارهاى شخص توانا اين است كه خشم گيرد آن گاه بردبارى كند . 74 من العصمة تعذّر المعاصى : خوددارى كردن از گنهكارى از پاكدامنى است . 75 من ضيق الخلق البخل و سوء التّقاضى بخل ورزيدن و بد قضاوت كردن در امور از بد اخلاقى است . 76 من الخرق العجلة قبل الإمكان و الأناة بعد اصابة الفرصة : پيش از امكان كار شتاب كردن و فرصت را بهنگام كار از دست دادن از ابلهى است . 77 من نكد الدّنيا تنغيص الاجتماع بالفرقة و السّرور بالغصّة : از سختى و تنگى حال دنيا جمعيّتها را بواسطهء پراكندگى ناخوش گرداندن و عيشها را باندوه مبدّل ساختن است . 78 من عقل الرّجل ان لا يتكلّم بكلّ ما احاط به علمه : از خردمندى مرد است كه بدانچه علمش بدان احاطه دارد سخن نگويد . 79 من فضل الرّجل ان لا يمنّ بما احتمله حلمه : از برترى مرد اين است كه بدانچه حلمش آن را تحمّل مىكند ( و آزار كسان را با كمال گشاده روئى به خود هموار مى سازد ) بر ديگران منّت نگذارد . 80 من شيم الكرم بذل النّدى : از روش بزرگى و بزرگوارى ثروت را بخشيدن است . 81 من امارات الخير كفّ الأذى : دست از آزار كسان كشيدن از نشانههاى نيكى است . 82 من كمال الكرم تعجيل المثوبة : پاداش را به زودى دادن از كمال بزرگوارى است . 83 من كمال الحلم تأخير العقوبة : كيفر گناه را تاخير انداختن از كمال بردبارى است . 84 من حقّ الملك ان يسوّس نفسه قبل رعيتّه : بر پادشاه لازم است كه پيش از رعيّتش خودش را نگهدارى و سياست كند .