عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

720

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1481 من تجلبب الصّبر و القناعة عزّ و نبل : هر كه سر پوش صبر و قناعت را بر سر افكند ارجمند و درست رفتار باشد . 1482 من سلا عن مواهب الدّنيا عزّ : هر كه از بخششهاى جهان درگذرد و عزيز گردد . 1483 من التحف العفّة و القناعة خالفه الغرّ : هر كه جامهء عفّت و قناعت را بپوشد فريب خوردن با وى مخالفت كند . 1484 من حسنت نيتّه امدهّ التّوفيق : هر كه خوش نيّت باشد توفيق ياريش نمايد . 1485 من ساء خلقه اعوزه الصّديق و الرّفيق هر كه بد خوى باشد دوست و رفيق او نادار و بيچاره‌اش كند . 1486 من لم تحسن خلائقه لم تحمد طرائقه هر كه داراى خوهاى پسنديده نباشد روشهايش ستوده نگردد . 1487 من لم يكمل عقله لم تؤمن من بوائقه : هر كه عقلش كامل نباشد از تباهيهايش ايمن نتوان بود . 1488 من صبر على طاعة اللّه و عن معاصيه فهو المجاهد الصّبور : هر كه بر فرمانبردارى و نافرمانى خدا شكيب ورزد ( و رنج هر دو را بر خويش هموار سازد ) و او شخصى است شكيبا و در راه خدا پيكار كننده . 1489 من اعتمد على الرّأى و القياس فى معرفة اللّه ضلّ و تعصّبت عليه الأمور : هر كه در كار خداشناسى برأى و قياس خودش تكيه كند گمراه گردد و كارها برايش دشوار شود . 1490 من ضاقت ساحته قلّت راحته : هر كه سينه‌اش تنگ شود آسايشش كم گردد . 1491 من ادّعى من العلم غايته فقد اظهر من الجهل نهايته : هر كه مدّعى شود كه به آخرين درجه از علم رسيده است البتهّ آخرين درجهء نادانى خودش را آشكار ساخته است . 1492 من ظنّ بنفسه خيرا فقد اوسعها ضيرا هر كه در بارهء خود گمان نيكى برد البتهّ باب زيان را بر نفس خويش گشاده است . 1493 من ورد مناهل الوفاء روى من مشارب الصّفا : هر كه بآبشخور وفا وارد گردد از سر چشمه‌هاى پاكى و صفا سيراب شود . 1494 من تشاغل بالسّلطان لم يتفرّغ للإخوان