عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

714

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

از دستش بگيرد ) . 1447 من كانت الدّنيا همهّ طال يوم القيامة شقائه و غمهّ : هر كه همّتش فقط صرف دنيايش باشد روز قيامت بدبختى و اندوهش فراوان است . 1448 من اوسع اللّه عليه نعمه وجب عليه ان يوسّع النّاس انعاما : خدا نعمتهاى خويش را بر هر كس كه گشاده و فراوان دارد واجب مىشود كه آن كس نعمت خود را بر مردم گشاده و فراوان گرداند . 1449 من زاده اللّه كرامة فحقيق ان يزيد النّاس اكراما : خداوند بزرگى هر كس را بيفزايد سزاوار است آن كس در اكرام و احترام مردم بيفزايد . 1450 من اهتمّ برزق غد لم يفلح ابدا : هر كه در انديشهء روزى فردا باشد ابدا رستگارى نخواهد شد ( چون فكرش مشغول روزى شود و ديگر به كار آخرت نتواند پرداخت ) . 1451 من اوتى نعمه فقد استعبد بها حتّى يعتقه القيام بشكرها : هر كه نعمت خود را بمردم بدهد به آن نعمت مردم را بندهء خويش گرداند تا جائى كه دادن آن نعمت او را از اقدام بشكر آن آزاد سازد . 1452 من لم يربّ معروفه فقد ضيعّه : هر كه نيكى خود را نپرورد البتهّ آن را تباه گرداند ( و پرورش نيكى آن را در بارهء مردم به كار بردن و انتشار دادن آن است ) . 1453 من عمل بالأمانة فقد اكمل الدّيانة هر كه كار بامانت كند البتهّ دين دارى را كامل كرده است . 1454 من عمل بالخيانة فقد ظلم الأمانة : هر كه كار بخيانت كند البتهّ بامانت ستم روا داشته است . 1455 من شكر اللّه تعالى وجب عليه شكر ثان اذ وفقّه لشكره و هو شكر شكر : هر كس شكر خداوند تعالى را بجاى آرد شكر دوّمى بر وى واجب گردد زيرا كه خداوند توفيق شكرگذارى خود را به او عنايت فرموده است و آن شكر شكر است ( پس در هر نفسى دو شكر واجب و اداى حقّ شكر خدا از محالات است ) . 1456 من اتّبع الإحسان بالإحسان و احتمل