عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
711
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
1408 من جعل اللّه سبحانه مؤمّل رجائه كفاه امر دينه و دنياه : هر كه خداوند سبحان را مورد و مركز بازگشت خويش قرار دهد خدا كار دنيا و آخرتش را بسازد و كفايت كند . 1409 من عاقب بالذّنب فلا فضل له : هر كه گرفتار گناه گردد فضل و فزونى ندارد . 1410 من مارى السفّيه فلا عقل له : هر كه با نادان در افتد بيخرد است . 1411 من صدّق اللّه سبحانه نجا : هر كه وجود خداوند سبحان را باور دارد ( و موحّد شده دستورات الهى را كار بندد ) رستگار است . 1412 من اشفق على دينه سلم من الرّدى هر كه دين خود را گرامى دارد از در افتادن ( در آتش دوزخ ) بر كنار ماند . 1413 من زهد فى الدّنيا قرّت عيناه بجنّة المأوى : هر كه زهد در دنيا را پيشهء خويش سازد ديدهاش ببهشت روشن گردد . 1414 من كنّ فيه ثلاث سلمت له الدّنيا و الأخرة : يأمر بالمعروف و يأتمر به و و ينهى عن المنكر و ينتهى عنه ، و يحافظ على حدود اللّه جلّ و علا : هر كه در وى سه چيز باشد دنيا و آخرت در برابرش تسليم گردند : مردم را امر به خوبى كند و خودش آن را به كار بندد ، خود و مردم را از بدى باز دارد احكام و دستورات خداوند بلند و بزرگ را حفظ كند ( و به آنها عمل نمايد ) . 1415 من سمحت نفسه بالعطاء استعبد أبناء الدّنيا : هر كه خود را بجوانمردى و بخشش وا دارد و مردم دنيا را بندهء احسان خويش سازد . 1416 من لم تنفعك حياته فعدهّ من الموتى هر كه زندگيش براى تو سودمند نباشد او را از مردگان شمار . 1417 من لم يتحمّل زلل الصّديق مات وحيدا هر كه لغزش دوست را تحمّل نكند تنها بميرد . 1418 من لم يتّق وجوه الرّجال لم يتّق اللّه سبحانه : هر كه از مردمان نترسد البتهّ از خداوند سبحان نخواهد ترسيد . 1419 من لم يستحيى من النّاس لم يستحيى من اللّه سبحانه : هر كه از مردم شرم نداشته باشد