عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

706

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

آخرت را ذخيره نكردم ) خداوند در روز قيامت ديده‌اش را روشن سازد و بسراى جاودان بهشتش فرود آورد . 1366 من توكّل على اللّه هانت له الصّعاب و تسهّلت عليه الأسباب و تبوّء الخفض و الكرامة : هر كه بر خدا توكّل كند سختيها بر وى آسان گردند و اسبابها برايش فراهم آيند و در راحت و وسعت و كرامت جاى گيرد ( الخفض الرّاحة و السّكون يقال هو فى خفض من العيش « مجمع » 1367 من اتّخذ دين اللّه لهوا و لعبا ادخله اللّه سبحانه النّار مخلّدا فيها : هر كه دين خداى را ببازيچه گيرد خداوند بزرگ او را به آتش در اندازد و او هميشه در آن آتش بماند . 1368 من عظمت الدّنيا فى عينه و كبر موقعها فى قلبه و اثرها على اللّه و انقطع اليها صار عبدا لها : هر كه دنيا را در چشم خويش عظيم گيرد و جايش را در دلش بزرگ دارد و آن را بر خدا بگزيند و بسوى آن انقطاع پذيرد ( يعنى از همه ببرّد و بدان پيوند كند ) چنين كسى درست بندهء دنيا شود . 1369 من اعطى فى اللّه سبحانه و منع فى اللّه و احبّ فى اللّه فقد استكمل الأيمان : هر كه در راه خدا بدهد و در راه خدا باز گيرد و در راه خدا دوست دارد البتهّ چنين كسى ايمان را كامل و تمام كرده است . 1370 من بدأ بالعطيّة من غير طلب و اكمل المعروف من غير امتنان فقد اكمل الإحسان : هر كس بدون خواستن از روى ابتداى بخشش كند و بدون منّت نهادن نيكى را كامل و تمام گرداند البتهّ چنين كسى نيكى و احسان را كامل ساخته است . 1371 من شغل نفسه به غير نفسه فقد تحيّر فى الظّلمات و ارتبك فى الهلكات : هر كه خودش را به غير خودش سر گرم سازد ( و در صدد كنجكاوى در عيوب مردم بر آيد ) البتهّ در تاريكيها سرگردان ماند و در هلاكتها در افتد . 1372 من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النّجاة و خبط فى الضّلال و الجهالات : هر كه خود را نشناسد از راه رستگارى در گردد و