عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
701
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
امورات بر خود مقدّم دارد ) خشمش پايدار است ( چون در مقابل توقّعى كه از دوستش دارد اغلب عملى نمى شود به اين جهت تأسّف مى خورد ) . 1315 من كانت صحبته فى اللّه كانت صحبته كريمة و مودتّه مستقيمة : هر كه در راه رضاى خدا ( با ديگرى ) همنشينى كند همنشينى با او نيك و گرامى و دوستيش پايدار است . 1316 من لم تكن مودتّه فى اللّه فاحذره فانّ مودتّه لئيمة و صحبته مشؤمة : هر كه در راه خدا با تو دوستى نمى كند از او بترس زيرا كه دوستيش پست و هم نشينى با وى زشت است . 1317 من سالم اللّه سبحانه سلمه و من حاربه حربه : هر كه با خداوند سبحان آشتى كند خدا هم با او بر سر آشتى است و هر كه با او بجنگد خدا هم ، با او در جنگ است . 1318 من لم يكن افضل خلاله و ادبه كان اهون احواله عطبه : هر كه افزونترين دوستش ادب و كمالش نباشد آسانترين حالاتش مرگش مىباشد ( چون نادان همين كه بميرد خودش هم از دست جهلش مى رهد ) . 1319 من لم يحط النّعم بالشّكر فقد عرّضها لزوالها : هر كه نعمتها را بسپاسگذارى احاطه نكند و آنها را در حصار شكر محصور نگرداند البتهّ آنها را در معرض نابودى در آورده است . 1320 من لم يحتمل مؤنة النّاس فقد اهلّ قدرته لانتقالها : هر كه گرانى بار مردم را حمل نكند ( و با داشتن توانائى بدستگيرى تنگدستان برنخيزد ) البتهّ قدرتش را شايسته بر گرداندن كرده است . 1321 من لم يتحرّز من المكائد قبل وقوعها لم ينفعه الأسف عند هجومها : هر كه از كيدهاى مردم پيش از آنكه در آنها افتد احتراز نجويد بهنگام روى آوردن آنها اندوه و اسف بحالش سودمند نيفتد . 1322 من استعان بعدوهّ على حاجته ازداد بعدا منها : هر كه در برآوردن حاجتش از دشمنش يارى جويد از حاجتش بيشتر دور گردد . 1323 من توكّل على اللّه سبحانه اضاءت له الشّبهات و كفى المؤنات و امن التّبعات هر كه بر خداوند بزرگ توكّل كند شبههها برايش