عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
691
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
عند اقلالك : هر آنكه بگاه بسيارى مال و دولت تو را بزرگ شمارد بگاه كم شدن كوچكت گرداند . 1217 من رغب فيك عند اقبالك زهد فيك عند ادبارك : هر كه بهنگام روى كردن دولت به تو روى آورد بگاه برگشت روى از تو برگرداند . 1218 من استغنى كرم على اهله و من افتقر هان عليهم : هر كه توانگر شود نزد كسانش گرامى گردد و هر كه نادار باشد نزد آنان خوار است . 1219 من يقبض يده عن عشيرته فانّما يقبض يدا واحدة عنهم و يقبض عنه ايدى كثيرة منهم : هر كه دستش را از ( يارى ) قوم و خويشانش باز گيرد او يكدست از يارى آنان باز گرفته است در برابر دستهاى بسيارى از آنان از ( يارى و حمايت ) وى باز گرفته مىشود . 1220 من اجار المستغيث اجاره اللّه سبحانه من عذابه : هر كه فرياد خواه را پناه دهد و از غم رهائى بخشد خداوند سبحان او را از عذابش رهائى بخشد . 1221 من امن خائفا من مخوفه امنه اللّه سبحانه من عقابه : هر كه ترسندهء را از ترسش ايمن گرداند خداوند بزرگ او را از گرفتاريش ايمنى بخشد . 1222 من اكتسب مالا فى غير حلهّ يصرفه فى غير حقهّ : هر كه از غير راه حلال مالى بدست آرد آن مال را در راه غير حق مصرف خواهد كرد 1223 من قبل معروفك فقد ملك مسديه اليه رقهّ : هر كه بخشش و يا كار نيكت را از تو بپذيرد البتهّ رسانندهء آن نيكى بندگى آن گيرنده را براى تو مالك گردد . 1224 من قبل معروفك فقد اوجب عليك حقهّ : هر كه كار نيك تو را از تو بپذيرد البتهّ حقّ او بر تو واجب مى گردد . 1225 من زاد ادبه على عقله كان كالرّاعى بين غنم كثيرة : هر كه علم و ادبش بر عقلش بچربد همچون چوپانى است كه در ميان گوسفندان بسيار باشد ( و از عهدهء اداره كردن آنها بر نيايد همين طور است رعايت