عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

688

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هر كه بخل ورزد به چيزى كه آن را مالك نيست البته كار پستى و ناكسى را بسيار بالا برده است . 1185 من اتّقى اللّه سبحانه جعل له من كلّ همّ فرجا و من كلّ ضيق مخرجا : هر كه از خداوند بزرگ بترسد خداوند براى وى از هر غمى شاديى و از هر تنگى گشاده‌ئى قرار دهد ( و به نيروى تقوا بر مشكلات پيروز گردد ) . 1186 من صبر على بلاء اللّه سبحانه فحقّ اللّه ادّى و عقابه اتّقى و ثوابه رجى : هر كه بر بلاى خداوند سبحان صبر كند چنان است كه حقّ خدا را گذارده و از عذابش پرهيز نموده و ثوابش را اميدوار بوده است . 1187 من تبصّر فى الفطنة ثبتت له الحكمة : هر كه در هشيارى و زيركى بينا گردد ( و خرد را كار بندد ) دانش و حكمت برايش پايدار ماند . 1188 من ثبتت له الحكمة عرف العبرة : هر كه حكمت برايش ثابت و پايدار ماند عبرت و اندرز را بشناسد ( و آن را به كار بندد ) . 1189 من عرف العبرة فكانّما عاش فى الأوّلين هر كه پند گرفتن را بشناسد چنانست كه در ميان پيشينيان زندگانى كرده باشد . 1190 من استسلم للحقّ و اطاع الحقّ كان من المحسنين : هر كه در پيشگاه حق تسليم باشد و صاحب حق ( يعنى خدا ) را فرمان برد او از نيكوكاران است . 1191 من تعمّق لم يتب الى الحقّ : هر كه تعمّق كند و ريشهء مطلب را دريابد بسوى حقّ باز نگردد ( يعنى حق را نيكو در يابد و نيازى ببازگشت ندارد اين جمله را در اغلب نسخ خطّى همين طور ديدم فتبصّر ) 1192 من كثر مرائه بالباطل دام عناه عن الحقّ هر كه جدال و ستيزش در باطل بسيار باشد هميشه از عدل و از حق در رنج و زحمت است . 1193 من هاله ما بين يديه نكص على عقبيه هر كه آنچه ما بين دو دست او است ( و در پيش رو دارد از مرگ و عذاب قبر ) او را بترساند به پشت سرش و باز پس برگردد ( و دست از كارهاى ناشايسته بكشد ) . 1194 من عمى عمّا بين يديه غرس الشّكّ بين جنبيه : هر كه از آنچه كه بين دو دست و پيش روى او است نابينا باشد ( و بفكر