عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
679
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
1082 من جهل اغترّ بنفسه و كان يومه شرّا من امسه : هر كه نادان باشد خود را گول زند و امروزش از ديروزش بدتر باشد ( و روى همين اصل نادانى است كه ملل اسلامى روز بروز عقب مى زنيم و به ياد دوران گذشته داستان سرائى مى كنيم بدون توجهّ به اين كه ما خود چه وظيفه داريم و در دنياى كنونى كه تمام ملّتها رو به پيشرفتند ما چرا اين طوريم ) . 1083 من ساترك عيبك و عابك فى غيبك فهو العدوّ فاحذروه : هر كه عيب تو را بپوشد و در پنهان بر تو عيب گذارد چنين كسى دشمن سر سخت تو است از وى بپرهيز . 1084 من بصّرك عيبك و حفظك فى غيبك فهو الصدّيق فاحفظه : هر كه عيب تو را بر تو بنماياند و در پنهان آبرويت را محفوظ دارد او دوست صميمى تو است از وى نگهدارى كن . 1085 من كان له من نفسه يقظة كان عليه من اللّه حفظة : هر كه از پيش خودش بيدار كننده داشته باشد ( و خودش خودش را پند و اندرز دهد ) از جانب خدا نگهبانى برايش هست ( كه نمى گذارد وارد گناه شود ) . 1086 من بذل جهد عنايته فابذل له جهد شكرك : هر كه در توجهّ و عنايت كردن با تو كوشش را در كار كند تو هم منتها درجه سپاسگذاريت را در بارهء وى به كار بر . 1087 من عدل عن واضح المسالك سلك سبل المهالك : هر كه از راه روشن و آشكارتر سر باز زند راههاى هلاكت را بپيمايد . 1088 من احدّ سنان الغضب للهّ سبحانه قوى على اشدّ الباطل : هر كه نيزهء خشم خود را براى خاطر خداوند سبحان تيز كند و صيقل دهد بر باطل با همه سختى بچربد و قوى گردد . 1089 من غرى بالشّهوات اباح لنفسه الغوائل هر كه فريب شهوت را بخورد گرفتاريها را بر خودش مباح ساخته است . 1090 من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه فان قام فيها بما اوجب اللّه سبحانه فقد عرّضها للدّوام و ان منع ما اوجب اللّه سبحانه فيها فقد عرّضها للزّوال هر كه نعمتهاى خداوند بر وى بسيار گردد نيازمندى