عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

662

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هر كه بشرايط آزاد مردى اقدام كند سزاوار آزادى گردد . 868 من قصّر عن احكام الحرّيّة اعيد الى الرّق هر كه از لوازم آزادگى كوتاه آيد ( و بهنگام فراخى نعمت زير دستان را ننوازد ) بسوى بندگى برگشت داده شود . 869 من اصبح يشكو مصيبة نزلت به فانّما يشكو ربهّ : هر كه گرفتارى كه بر او نازل گرديده است با ديگرى شكايت و بازگو كند البتهّ چنين كسى از پروردگارش شكايت كرده است 870 من افنى عمره فى غير ما ينجيه فقد اضاع مطلبه : هر كه عمرش را در غير كارى كه نجات دهندهء او است تمام گرداند البتهّ آنچه كه مراد و مطلب او است تباه ساخته و از دست داده است . 871 من اكتسب مالا من غير حلهّ اضرّ بآخرته هر كه از غير راه حلال مالى بدست آرد بآخرتش زيان مى رساند . 872 من تأيّد فى الأمور ظفر بغيته : هر كه در كارها ( از جانب خدا يا خلق ) يارى كرده شود البتهّ بآرزويش دست يابد . 873 من سما الى الرّياسة صبر على مضض السّياسة : هر كه رتبه سرورى را بالا رود بر سوزشها و گرفتاريهاى سياستمدارى شكيب ورزد 874 من قصّر فى السّياسة صغر فى الرّياسة هر كه در سياستمدارى كوتاهى كند در رياست و سرورى كوچك باشد . 875 من اجترى على السّلطان فقد تعرّض للهوان : هر كه بر پادشاه دلير شود ( و سخنهاى ناگفتنى را با وى بگويد ) خود را در معرض خوارى در آورده است . 876 من سئل ما لا يستحقّ قوبل بالحرمان : هر كه آنچه را كه سزاوار نيست درخواست كند ( و پاى از مرز خويش فراتر نهد ) با ناكامى روبرو شود . 877 من دارء اضداده امن المحارب : هر كه با دشمنانش مدارا كند از مراكز جنگها را ايمن گردد ( و كسى را با وى كارى نباشد ) . 878 من فكّر فى العواقب امن المعاطب : هر كه در پايان كارها بينديشد از تباهيها بر كنار ماند . 879 من اهمل العمل بطاعة اللّه سبحانه ظلم نفسه : هر كه در كار فرمانبردارى خدا سستى روا