عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
647
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
است ( و در شمار جوانمردان است ) . 634 من تورّع عن الشّهوات صان نفسه : هر كه از شهوتها بپرهيزد خود را ( از آتش دوزخ ) نگه داشته است . 635 من استأذن على اللّه سبحانه اذن له : هر كه از خدا آگهى جويد خدا او را آگاه كند ( يعنى انسان در كارها به يارى خدا كه حركت كرد البتهّ خدا ياريش كند ) 636 من قرع باب اللّه سبحانه فتح له : هر كه درگاه خداوند بزرگ را بكوبد البتهّ خدا درش را برويش مى گشايد . 637 من اتّكل على الأمانى مات دون امله : هر كه بر آرزوها تكيه زند باميدش نرسيده بميرد . 638 من سالم النّاس ستر عيوبه : هر كه با مردم كار به صلح و مسالمت كند عيوبش پوشيده شود . 639 من تتبّع عيوب النّاس كشف عيوبه : هر كه بدنبال ( كشف ) عيوب مردم افتد عيوب و زشتى خود را آشكار سازد . 640 من اعتبر بعقله استبان : هر كه با هوش خويش پندپذيرد هشيارى خود را هويدا ساخته است . 641 من افشى سرّا استودعه فقد خان : هر كه را زيرا كه بوى سپردهاند فاش سازد البتهّ خيانت كرده است . 642 من كتم علما فكأنهّ جاهل : هر كه علمى را پنهان دارد ( و بمردم نياموزد ) او با نادان يكسان است . 643 من عمّر دار اقامته فهو العاقل : هر كه نشيمنگاه ( آخرت را و هميشگى ) خويش را آباد سازد او مرد دانائى است . 644 من كثر طمعه عظم مصرعه : هر كه پر طمع است در افتادنش بزرگ است . 645 من قلّ حيائه قلّ ورعه : هر كه بى شرم است خدا ترسيش كم است . 646 من قلّ ورعه مات قلبه : هر كه خدا پرستيش كم است دل مرده است . 647 من مات قلبه دخل النّار : هر كه دل مرده است داخل آتش است . 648 من قوى عقله اكثر الاعتبار : هر كه عقلش قوى است بسيار پند پذيرد . 649 من لزم الطّمع عدم الورع : هر كه با طمع همراه است پارسائى را از بين مى برد . 650 من استدام رياضة نفسه انتفع : هر كه هميشه برياضت و سختى دادن ( و نافرمانى ) نفس