عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

645

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

600 من اخلص للهّ استظهر لمعاشه و معاده هر كه خويش را خاص و خالص براى خدا گرداند براى زندگى دنيا و آخرت خويش پشتيبان ( خوب و توانائى ) گرفته است . 601 من ايقن بالأخرة لم يحرص على الدّنيا هر كه يقين بآخرت داشته باشد حرص بر دنيا ندارد 602 من صدّق بالمجازات لم يؤثر غير الحسنى هر كه كيفر و سزا ( ى خداوند ) را باور داشته باشد جز نيكى را اختيار نمى كند . 603 من رأى الموت به عين يقينه رآه قريبا : هر كه مرگ را بديدهء يقينش بنگرد البتهّ آن را نزديك مى بيند . 604 من كاشفك فى عيبك حفظك فى غيبك هر كه تو را بعيبت آگاه گرداند پشت سرت تو را نگهدارى مىكند . 605 من لم يبالك فهو عدوّك : هر كه با تو بى باكى كند ( و بى شرمانه در روى تو بايستد ) دشمن تو است 606 من اهتمّ بك فهو صديقك : دوست تو كسى است كه غمخوار تو باشد . 607 من وثق باللهّ صان يقينه : هر كه به خدا اطمينان داشته باشد يقينش را نگه داشته است . 608 من انفرد عن النّاس صان دينه : هر كه خود را از مردم كنار كشد دينش را نگه مى دارد . 609 من كثر همهّ سقم بدنه : هر كه همّ و غمّش بسيار باشد تنش بيمار گردد . 610 من كثر غمهّ تابّد حزنه : هر كه غمش بسيار باشد اندوهش هميشگى است . 611 من طال عمره كثرت مصائبه : هر كه عمرش طولانى باشد گرفتاريهايش بسيار است . 612 من كثر شرهّ لم يامن مصاحبه : هر كه شرّش بسيار باشد همنشينش از وى ايمن نيست . 613 من قدّم عقله على هواه حسنت مساعيه هر كه عقلش را بر هواى نفسش مقدّم دارد كوششهايش نيكو است . 614 من كلّف بالأدب قلّت مساويه : هر كه بواسطه و در بارهء كمال و ادب رنج برد بديهايش كم است . 615 من سال فى صغره اجاب فى كبره : هر كه در كودكى بپرسد در بزرگى پاسخ گويد ( كنايه از اين كه تحصيل تحصيل علم در عنفوان جواني سبب مىشود كه ديگران در بزرگى از وى علم آموزند ) . 616 من لم يجهد نفسه فى صغره لم ينبل