عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

643

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هر كه بدرستى و راستى پارسا باشد از حرامها ( ى خدا ) دورى مى گزيند . 573 من استعان بالضّعيف ابان عن ضعفه آنكه از ناتوان يارى جويد پرده از ضعف خود برافكنده است . 574 من وادّ السّخيف اعرب عن سخفه : هر كه با پست و بيخرد دوستى كند بيخردى و پستى خود را آشكار ساخته است . 575 من استصلح عدوهّ زاد فى عدده : هر كه با دشمن خود آشتى جويد بر عدهّ و پناههاى خود افزوده است . 576 من استفسد صديقه نقص من عدده هر كه جوياى تباهى دوستش باشد ( و روى جهات مادّى مثلا او را نابود خواهد ) از پناههاى خود كاسته است . 577 من عرف النّاس لم يعتمد عليهم : هر كه مردم شناس باشد بمردم تكيه نكند . 578 من جهل النّاس استامن اليهم : هر كه مردم را نشناسد از آنان ايمنى طلبد . 579 من اشتغل بذكر اللّه طيّب اللّه ذكره : هر كه به ياد خدا باشد خدا ياد بودش را پاكيزه گرداند ( و مردم به نيكى پاداش كنند ) . 580 من اشتغل بذكر النّاس قطعه اللّه سبحانه عن ذكره : هر كه به ياد مردم باشد خدا يادش را قطع فرمايد ( و نامش از صفحهء روزگار بر افتد ) . 581 من ابتاع آخرته بدنياه ربحهما : هر كه دنيايش را بدهد و آخرتش را بخرد از هر دو سود برد . 582 من باع آخرته بدنياه خسرهما : هر كه آخرتش را بدنيايش بفروشد از هر دو زيان برد . 583 من اسرّ الى غير ثقة فقد ضيّع سرهّ : هر كه راز خود را به شخص غير ايمن بسپارد البتهّ راز خود را ضايع ساخته است . 584 من استعان به غير مستقلّ ضيّع امره : هر كس به كسى كه از خودش استقلالى ندارد يارى جويد كارش را ضايع ساخته است ( و پيدا است كه هيچكس مستقلّ بذات خود نيست و زمام امور همگان بدست خدا است . 585 من ضيّع عاقلا دلّ على ضعف عقله : هر كس خردمندى را تباه سازد پيدا است كه عقلش ضعيف است .