عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
637
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
معرض تباهى در مى آورد . 485 من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه : هر كه شهوتش بر وى غلبه داشته باشد نفسش سالم نماند . 486 من ابطا به عمله لم يسرع به نسبه : هر كه در كار ( تقوى و پرهيزكارى ) كند باشد حسب و نسبش او را تند نگرداند . 487 من وضعه دنائة ادبه لم يرفعه شرف حسبه : آنكه را زشتى ( و نداشتن دانش و ) ادب بيفكند بلندى نژادش او را بر نكشد . 488 من اعطى الدّعاء لم يحرم الإجابة : آنكه دعا عطا شود از اجابت كردن محروم نماند . 489 من اعطى الاستغفار لم يعدم المغفرة آنكه طلب آمرزش داده شود ( و موفّق بتوبه گردد ) آمرزش را گم ننمايد . 490 من الهم الشّكر لم يعدم الزّيادة : سپاس گذارى بهر كس الهام شود فزونى نعمت را گم نگرداند . 491 من احبّنا بقلبه و كان معنا بلسانه و قاتل عدوّنا بسيفه فهو معنا فى الجنّة فى درجتنا : آنكه ما را بدل دوست دارد و با زبانش با ما باشد و با شمشيرش با دشمن ما بجنگند او در بهشت با ما در درجهء ما خواهد بود . 492 من احبّنا بقلبه و اعاننا بلسانه و لم يقاتل معنا بيده فهو معنا فى الجنّة دون درجتنا : هر كه بدل دوستدار ما باشد و به زبانش ما را يارى كند و با دستش به يارى ما بر نخيزد او در بهشت با ما است لكن با ما همسايه نيست ( و از ما بسى دور است ) . 493 من اعطى التّوبة لم يحرم القبول : توبه بهر كس داده شود از پذيرفتن محروم نماند . 494 من اخلص العمل لم يعدم المامول : هر كس عمل را خالص گذارد اميدش را گم نگرداند ( و بآرزويش برسد . ) 495 من خالط النّاس ناله مكرهم : هر كه با مردم بياميزد البتهّ مكرشان به او برسد . 496 من اعتزل النّاس سلم من شرّهم : هر كه از مردم كناره جويد از شرّشان سالم ماند . 497 من لانت عريكته وجبت محبتّه : هر كه نرم خوى باشد دوستيش لازم گردد . 498 من حسنت خليقته طابت عشرته : هر كه