عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

618

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

نفس را واگذارد زيان برد . 160 من استقبل الأمور ابصر : هر كه پيش آمدها را پيش بينى كند بينا شود . 161 من استدبر الأمور تحيّر : هر كه كارها را پس اندازد و تدارك نكند سرگردان ماند . 162 من استسلم الى اللّه استظهر : هر كه كارش را به خدا گذارد پشتيبان يابد . 163 من حاسب نفسه ربح : كسى كه از خودش حساب كشد سود برد . 164 من استدرك فوارطه اصلح : كسى كه لغزشها و گناههاى خويش را تدارك كند ( و بتوبه برخيزد ) خود را شايسته كند . 165 من قال بالصّدق انجح : هر كه راست بگويد رستگار گردد . 166 من علم بالحقّ افلح : هر كه كار بحقّ كند ( از مكروهات رهائى يابد ) . 167 من انتظر العواقب صبر : هر كه عاقبت بين و مآل انديش باشد صبر كند . 168 من وثق باللهّ غنى : هر كس اعتماد بر خدا كند توانگر شود . 169 من توكّل على اللّه كفى : هر كه به خدا توكّل كند كفايت كرده شود . 170 من خادع اللّه خدع : هر كه با خدا خدعه كند خدعه كرده شود . 171 من صارع الحقّ صرع : هر كه با خدا كشتى گيرد زمين خورد . 172 من ظلم يتيما عقّ اولاده : هر كه به يتيمى ستم كند فرزندانش بنافرمانيش بر خيزند . 173 من ظلم رعيتّه نصر اضداده : هر پادشاهى بر رعيّتش ستم كند دشمنانش را يارى كرده است . 174 من افحش شفا حساّده : هر كس بد رفتارى كند ( درد ) حسودان خود را شفا داده است . ( چون بد رفتارى با مردم هر بزرگى را خوار خواهد كرد ) . 175 من لام ساء ميلاده : آنكه با مردم بدى مىكند ( چون نيك بنگرى خواهى ديد ) حلال زاده نيست . 176 من استغنى بعقله ضلّ : هر كس بعقل خود ( مغرور شود و ) خود را بى نياز از ديگران بيند گمراه است . 177 من استبدّ برأيه زلّ : هر كس فقط رأى