عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
599
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
فصل هفتاد و چهارم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف لام بلفظ لم آن حضرت عليه السّلام فرمودند : 1 لم يدرك المجد من عداه الحمد : آنكه از حمد و ستايش پروردگار گذشت به بزرگوارى نرسيد . 2 لم يهنأ العيش من قارن الضّدّ : همنشين با دشمن عيشش گوارا نيست . 3 لم يسد من افتقر اخوانه الى غيره : آنكه برادرانش را نيازمند ديگران كند ( و آنكه كشور اسلامى و هم ميهنان مسلمانش را بخاطر سيادت و آقائى روزكى چند بكفّار مى فروشد ) آقا و بزرگوار نيست ( بلكه ناكسى است كه سخت پست و نانجيب ) . 4 لم يوفّق من بخل على نفسه بخيره و خلّف ماله لغيره : آن كس كه با مالش بر خودش بخل مى ورزد ( و بر خود و نانخوارانش تنگ مى گيرد ) و مالش را براى ديگرى مى گذارد و موفّقيّت نمى يابد ( و لذّت زندگى و ثواب آخرت را نمى برد ) . 5 لم ينل احد من الدّنيا حبرة الّا اعقبه عبرة : در دنيا هيچكس بشادى و سرورى نرسيد مگر اين كه اندوه و عبرتى بدنبال آن شادى برايش دست داد ( و حبر به معناى دانش نيز آمده است كه در اثر پيدايش دانش عبرت هم پيدا مىشود و هر دو معنى درست است ) . 6 لم يتعرّ من الشّرّ من لم يتجلبب بالخير : آنكه خود را بخير و نيكى بيارايد از شرّ و بدى عارىّ نيست . 7 لم يعدم النّصر من انتصر بالصّبر : آنكه بواسطهء صبر يارى جويد پيروزى را از دست ندهد . 8 لم يصف اللّه سبحانه الدّنيا لأوليائه و لم يضنّ بها على اعدائه : خداوند سبحان جهان را براى دوستانش هموار و صاف نخواسته و بر دشمنانش به آن بخل نورزيده است . 9 لم يتّصف بالمروّة من لم يرع ذمّة اوداّئه و ينصف اعدائه : بمروّت و مردانگى موصوف نيست كسى كه رعايت ذمهّ و حقّ دوستانش را نكند و با دشمنانش بانصاف رفتار ننمايد . 10 لم يلق احد من سرّآء الدّنيا بطنا الّا منحته من ضرّآئها ظهرا : هيچكس از شادى و خوشى جهان روئى نديد جز آنكه از اندوه و گرفتاريش پشتى بوى نشان نداد . 11 لم يفد من كان همتّه الدّنيا عوضا