عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
597
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
مال تلف نشود . 62 ليس من خالط الأشرار بذى معقول : آنكه با اشرار و بدكاران بياميزد و داراى عقل و خرد نيست . 63 ليس من أساء الى نفسه بذى مامول آنكه به خود بدى روا دارد اميد نيكى در وى نمى رود . 64 ليس فى البرق اللّامع مستمتع لمن يخوض الظّلمة : براى آنكه در درياى تاريكى شناور است در برق درخشان بهره و تمتّعى برايش نيست ( زيرا آن برق هنوز درخشيده خاموش است ) . 65 ليس لأحد من دنياه الّا ما انفقه على اخراه : براى هيچكس از دنيايش بهره نباشد مگر آنچه را كه براى آخرتش انفاق كند . 66 ليس فى الغربة عار انّما العار فى الوطن و الافتقار : در غربت ننگ و عارى نيست تنگ آنست كه انسان در وطن خود باشد و ندار باشد ( و در جاى ديگر حضرت فرمايد ندارى در وطن غربت و دارائى در غربت وطن است ) . 67 ليس شيء ادعى الخير و انجى من شرّ من صحبة الأخيار : هيچ چيزى انسان را بسوى خير خوانندهتر و از بد رهانندهتر از همراهى و رفاقت با نيكان نيست . 68 ليس فى الجوارح اقلّ شكرا من العين فلا تعطوا سؤلها فشغلكم عن ذكر اللّه : در اعضاى انسان ناسپاس تر از خشم وجود ندارد خواهشش را روا مسازيد كه شما را از ياد خدا باز مى دارد . 69 ليس فى المعاصى اشدّ من اتّباع الشّهوة فلا تطيعوها فشغلكم عن ذكر اللّه : در ميان گناهان گناهى سخت تر از پيروى شهوت و خواهش نفس نيست فرمان نفس را مبريد كه شما را از ياد خدا باز مى دارد 70 ليس كلّ مغرور بناج و لا كلّ طالب محتاج : نه هر فريب خورده رستگار و نه هر جوينده نيازمند است . 71 و قال عليه السّالم فى توحيد اللّه سبحانه ليس فى الأشياء بوالج و لا عنها بخارج : خداوند تعالى در چيزهائى ( كه آفريده است ) داخل نگرديده و از آنها خارج هم نيست ( بلكه در همهء آنها داخل است نه بطور آميختن و از آنها خارج است نه بطور جدا بودن ) . 72 ليس شيء ادعى الى زوال نعمة و تعجيل نقمة من اقامة على ظلم : هيچ چيزى بسوى