عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
592
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
38 لن تدرك ما زوى عنك فاجمل فى المكتسب : آنچه از تو پوشيده شده و كناره گرفته است به تو رسيدنى نيست و در كار كسب آهسته و آسان رو . 39 لن تعرفوا الرّشد حتّى تعرفوا الّذى تركه : هيچگاه هدايت را شناختن نتوانيد تا اين كه آنكه هدايت را كنار گذارده است بشناسيد . 40 لن تأخذوا بميثاق الكتاب حتّى تعرفوا الّذي نقضه : پيمان و فرمان قرآن را هيچگاه گرفتن نتوانيد تا اين كه آنكه پيمان قرآن را شكسته است بشناسيد ( و بر خلاف هنجار وى رفتار نمائيد ) . 41 لن تمسّكوا بعصمة الحقّ حتّى تعرفوا الّذى نبذه : هيچگاه بنگهبانى و پناه حق چنگ در زدن نتوانيد تا اين كه آن كه از راه حق دور افتاده است بشناسيد . 42 لن يقدر احد ان يستديم النّعم به مثل شكرها و لا يزيّنها به مثل بذلها : هيچگاه كسى بمانند شكر نعمت نمى تواند نعمت را پايدار سازد و بمانند بخشودن و بذل كردنش زينتش دهد . 43 لن تحصّن الدّول به مثل العدل فيها : هيچ چيز دولتها را بمانند دادگسترى در آنها نگهدارى ننمايد . 44 لن يهلك من اقتصد : هر كه راه ميانه روى را پيمود هيچگاه هلاك نگردد . 45 لن يفتقر من زهد : هر كه در جهان زهد ورزد هرگز ندار نشود . 46 لن يزكّى العمل حتّى يقارنه العلم : عمل هيچگاه پاكيزه نگردد تا اين كه با علم همراه شود . 47 لن يزان العقل حتّى يوازره الحلم : هيچگاه عقل انسان سنجيده و سنگين نشود مگر آنكه حلم را وزير و يار خويش گيرد . 48 لن يهلك العبد حتّى يؤثر شهوته على دينه : هيچ بندهء هلاك نشد جز آن دم كه شهوتش را بر دينش برگزيد . 49 لن يزلّ العبد حتّى يغلب شكهّ يقينه : هيچگاه بندهء نلغزد مگر آن دم كه شكّش بر يقينش بچربد ( و از راه حق به بيراهه رود ) . الفصل الثالث و السبعون حرف اللام باللام الثابتة بلفظ ليس ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف اللّام باللّام الثّابتة بلفظ ليس قال عليه السّلام