عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

582

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

من دور شو كه ره پيمايان در شب بهنگام صباح ستوده ميشوند ( و وقتى از آنها سپاسگذارى ميكنند كه منزل را طى كرده باشند و كسانى كه منزل دنيا را بزهد و كناره‌گيرى از آن بريدند صباح قيامت مورد تقدير واقع ميشوند ) . 29 لقد بصّرتم ان ابصرتم و اسمعتم ان استمعتم و هديتم ان اهتديتم : البتهّ شما را ره نمودند اگر بينا شويد ( و مطالب حق را ) بشما شنواندند اگر بشنويد و راه هدايت را نشانتان دادند اگر نشان داده شويد ( و به چشم هوش و به گوش دل بينا و شنوا گرديد ) . 30 لدنياكم عندى اهون من عراق خنزير على يد مجذوم : البتهّ اين جهان شما نزد من از رگ و پى خوكى كه در دست شخص خوره‌دار باشد خوارتر و بيمقدارتر است ( و شما بى خود بر سر اين لاشه گنديده كركس وار بجان هم ريخته‌ايد اين استخوان را بسگان واگذاريد و هماوار و بال و پر از آلايش آن بيفشانيد ) 31 و قال عليه السّلام لمن يستصغره عن مثل مقاله : و آن حضرت عليه السّلام بشخصى كه او كوچكتر از آن بود كه چنان معرفى بزند فرمود : لقد طرت شكيرا و هدرت سقبا : تو پيش از در آوردن پر پريدى و بگاه بچهّ‌گى بانگ زدى ( شكير بمعنى اوّلين پرى است كه در پرنده مى رويد و سقب شتر بچهّ‌ايست كه تا بزرگ نشود نعره نمى كشد خلاصه معنى فرمايش حضرت آنست كه زود بود تو اين سخن را بگوئى يا ترا نمى رسد كه بچنين سخن بزرگى لب بگشائى ) 32 لطالب العلم عزّ الدّنيا و فوز الأخرة : جويندهء علم عزّت دنيا و پيروزى آخرت را داراست . 33 للحازم من عقله عن كلّ دنيّة زاجر : براى شخص دور انديش از هر كار زشتى از عقلش جلوگيرنده است ( كه نمى گذارد وارد آن كار شود ) . 34 لقد جاهرتم العبر و زجرتكم بما فيه مزدجر و ما بلغ عن اللّه سبحانه بعد رسل اللّه مثل النّذر : البتهّ پند آموختنيها شما را پند داد و باز دارنده‌ها شما را از آنچه بايد و شايد باز داشت و پس از پيمبران خدا هيچ چيزى مانند ترسانيدنيها رسانندهء پندها ( و احكام ) خدا نيست ( چيزى كه هست شما مردم سنگين دل گوش نداديد و به هوش نيامديد جز آن دم كه مرگ گلويتان را فشرد آن وقت هم راه چاره بسته شده بود ) .