عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

577

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

داشته باشيد و اگر توانائى نداشتيد ( كه همهء آنها را كار بنديد ) پس بدانيد كه كم را درك كردن بهتر تا بسيار را ترك گفتن ( و اين گنج شايگان و درياى پر از گوهر حكمت كه در اين چند جمله گرد آمده است حكمت 281 نهج البلاغه است شارحين و در اينجا سرگردان مانده‌اند كه اين برادرى كه حضرت مى فرمايد كيست اگر ابو ذر غفّارى كه او مردى جنگاور نبوده است و اگر مقداد بن اسود كندى است كه تا اين اندازه زاهد نبوده است و جملات ديگر نامه با جعفر طيّار رضوان اللّه عليه سازش ندارد ، مترجم گويد ظنّ قوى مى رود كه حضرت براى تحريك مردم به اين اوصاف عاليه اوصافى كه در شخص خود حضرت موجود بوده است آنها را من باب مثال ذكر فرموده باشند كه هم خودستائى نشده باشد و هم مردم را به اين صفات حميده راهنمائى نموده باشند . بأبى انت و امّى يا امير المؤمنين ) . الفصل السبعون حرف اللام الزائدة بلفظ لكل ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف اللام الزّائدة بلفظ لكلّ قال عليه السّلام فصل هفتادم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف لام بلام زائدة بلفظ لكلّ آن حضرت عليه السّلام فرمودند : 1 لكلّ همّ فرج : هر اندوهى را شادى در پى است . 2 لكلّ ضيق مخرج : هر تنگى را گشايشى است . 3 لكلّ اجل كتاب : هر وعدهء را سر رسيد و نوشته است . 4 لكلّ حسنة ثواب : هر كار نيكى را پاداشى است . 5 لكلّ ناجم افول : هر بيرون آينده‌ئى را فرو رفتنى است . 6 لكلّ داخل دهشة و ذهول : براى هر داخل شونده در كارى ترس و بيخودئى است . 7 لكلّ سيّئة عقاب : هر كار زشتى را كيفر و پاداشى است . 8 لكلّ غيبة اياب : هر پنهان شدنى را آمدنى و پيدا شدنى است 9 لكلّ قول جواب : هر حرفى را جوابى است . 10 لكلّ حىّ داء : هر زندهء را دردى است ( كه او را خواهد گرفت ) 11 لكلّ علّة دواء : هر دردى را دوائى است . 12 لكلّ اجل حضور : هر وعده را حاضر شدنى در پى است . 13 لكلّ امل غرور : هر آرزوئى را فريبى است ( انسان آرزو مىكند كه اى كاش چنين مى شد وقتى به آن مى رسد مى بيند خود را فريب داده است ) . 14 لكلّ نفس حمام : هر نفسى را مرگى در پى است . 15 لكلّ ظالم انتقام : هر ستمكارى را كيفرى در كار است