عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
570
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
شيفتگان باشيد . 60 كونوا ممّن عرف فناء الدّنيا فزهد فيها و علم بقاء الاخرة فعمل لها : از كسانى باشيد كه نابودى دنيا را شناخت و در آن زهد ورزيد و پايدارى آخرت را دانست و براى آن كار كرد ( و در شمار پاكان قرار گرفت ) . 61 كونوا قوما صيح بهم فانتبهوا : از كسانى باشيد كه ( براى حاضر باش آخرت ) گلبانگى به آنان زده شده و آنها بيدار و هشيار گرديدند . 62 كونوا قوما عملوا انّ الدّنيا ليست بدارهم فاستبدلوا : از كسانى باشيد كه دانستند دنيا خانهء آنان نيست آنها آن را بسرائى ديگر ( و بهتر ) تبديل كردند . 63 كونوا من أبناء الأخرة و لا تكونوا من أبناء الدّنيا فانّ كلّ ولد سيلحق بامهّ يوم القيامة از فرزندان آخرت بوده باشيد نه از فرزندان دنيا زيرا هر فرزندى در روز قيامت بمادر خودش مى پيوندد ( و فرزندان دنيا با خود دنيا جايشان در جهنّم است . الفصل الثامن و الستون حرف الكاف بلفظ كلما و كما ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الكاف بلفظ كلّما و كما قال عليه السّلام فصل شصت و هشتم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف كاف بلفظ كلّما و كما آن حضرت ع فرمود 1 كلّما قاربت اجلا فاحسن عملا : هر چه اجل نزديك مى گردد و عمل را نيكو بگذار . 2 كلّما اخلصت عملا بلغت من الأخرة املا : هر چه عمل را پاكيزه گذاريى بآرزوى آخرت مى رسى 3 كلّما كثر خزّان الأسرار كثر ضيّاعها : هر چه خزانه داران اسرار بسيار گردند فاش كنندگانش افزونتر گردند . 4 كلّما حسنت نعمة الجاهل ازداد قبحا فيها : نادان هر چه نعمتش نيكو شود زشتيش در آن نعمت افزونتر گردد . 5 كلّما ارتفعت رتبة اللّئيم نقص النّاس عنده و الكريم ضدّ ذلك : ناكس