عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
562
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
16 كثرة حياء الرّجل دليل ايمانه : بسيارى شرم مرد دليل ايمان او است . 17 كثرة الحاح الرّجل يوجب حرمانه : بسيار پافشارى مرد ( در امرى ) موجب ناكامى او است . 18 كثرة ضحك الرّجل يفسد وقاره : مرد پر خنده لنگر و سنگينى خود را از بين مى برد . 19 كثرة كذب المرء يفسد بهائه : مرد بسيار دروغگو طراوت و خرّمى خود را تباه مى سازد . 20 كثرة المزاح يسقط الهيبة : بسيار مزاح و شوخى كردن شكوه را پايمال مىكند . 21 كثيرة الشّحّ يوجب المسبّة : بخيلى بسيار ننگ آور است . 22 كثرة العداوة عناء القلوب : دشمنى بسيار باعث رنج و اندوه دلها است . 23 كثرة الاعتذار يعظّم الذّنوب : عذر بسيار خواستن گناهان را بزرگ ساختن است ( و اگر شخص نسبت به ديگرى خطائى مرتكب شد يك مرتبه عذرخواهى كافى است زيرا تذكّر دادن آن خطا همان گناه را گوشزد كردن و بزرگ نمودن است ) . 24 كثرة الدّين يصيّروا الصّادق كاذبا و المنجز مخلفا : قرض بسيار داشتن راستگو را دروغگو و وفا كننده را خلاف كار مى گرداند . 25 كثرة السّخآء يكثر الأولياء و يستصلح الأعداء : سخاى بسيار دوستان را بسيار مى گرداند و دشمنان را بر سر صلح و سازش مى آورد . 26 كثرة الغضب يزرى بصاحبه و يبدى معايبه : خشم بسيار صاحبش را مى افكند و عيوبش را آشكار مى سازد ( چون انسان از حال طبيعى كه خارج شد متوجّه نيست چيزهاى نهفتنى را هويدا مى سازد ) . 27 كثرة الحرص يشقى صاحبه و يذلّ جانبه : آزمندى بسيار صاحبش را بدبخت ساخته و جانبش را خوار مى سازد . 28 كثرة المال يفسد القلوب و ينشى ء الذّنوب مال بسيار تباه كنندهء دلها و بر انگيزندهء گناهان است اين جمله ممكن است ينسى ء الذّنوب باشد يعنى مال بسيار داشتن گناهان را بدست فراموشى مى سپرد . 29 كثرة الأكل من كثرة الشرّه و الشرّه شرّ العيوب : پرخورى بسيار از بسيارى آزمندى و آزمندى بسيار بدترين عيبها است .