عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
403
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
رعايت كرد پس شما خواننده را پاسخ دهيد و رعايت كننده را پيروى نمائيد ( گوش بفرمان خدا و پيغمبر دهيد تا رستگار شويد ) . 24 دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة لا تدوم أحوالها و لا يسلم نزّالها : جهان سرائى است پيچيده شده ببلا و گرفتاريها و بعذر و بيوفائى موصوف حالاتش به يك منوال نيايد و فرود آيندگان در آن سالم نمانند ( تازگيش بكهنگى جوانيش به پيرى و شاديش با غم و اندوه توأم است ) . 25 دار هانت على ربّها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشرّها و حلوها بمرّها : جهان خانهايست كه در نزد پروردگارش بسى خوار است حلالش بحرامش و خيرش بشرّش و شيرينش بتلخش آميخته است ( در عين خنده شخص را مى گرياند و هنوز انسان را شيرين كام نساخته تلخكام مى سازد براستى كه دلباختگى بچنين سرائى در حقيقت ديوانگى است ) . 26 دار البقاء محلّ الصّدّيقين و موطن الأبرار و الصّالحين : سراى پايدارى جايگاه راستگويان و نكويان و خانهء درست كاران است . 27 دار الفناء مقيل العاصين و محلّ الأشقياء و المبعدين : جهان سراى ناپايدارى منزل گنهكاران و جايگاه بدبختان و از خدا بدوران و يا گردنكشان است . 28 دعاكم اللّه سبحانه إلى دار البقاء و قرارة الخلود و النّعماء و مجاورة الأنبياء و السّعداء فعصيتم و أعرضتم : خداوند سبحان شما را بسوى دار بقاء و قرارگاه هميشگى و نعمتها و همسايگى پيمبران و نيكبختان خواند ( و از مجاورت شيطان و دنيايتان بر حذر داشت ) لكن شما خدا را معصيت كرديد و از دعوت حق روى گردانيديد . 29 دعتكم الدّنيا إلى قرارة الشّقاء و محلّ الفناء و أنواع البلاء و العناء فأطعتم و بادرتم و أسرعتم : دنيا شما را بسوى قرارگاه بدبختى و جايگاه نيستى و بلاها و رنجهاى گوناگون خداوند شما ( بندگان خدا ناترس ) دعوتش را پذيرفتيد و با شتاب و تعجيل بسويش شتافتيد . ( الفصل الثانى و الثلثون ) حرف الذال ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام