عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
398
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و بيمزه است و هر كس هر منظور پستى داشته باشد بسوى شهر شما راه مى برد و بمنظورش دست مى يابد . نهج البلاغه سخن 13 ) . 40 و قال عليه السّلام فى حقّ مثلهم من الذّمّ : خذلوا الحقّ و لم ينصروا الباطل : و آن حضرت در بارهء كسان ديگرى مانند بصريان از قبيل عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب و ابو موسى اشعرى و عبد اللّه بن سعد بن نفيل از وى و برخى ديگر كه در جنگ جمل و صفّين شركت نكرده گفتند اين فتنه است و از فتنه كناره گزيدن اولى است ) حضرت آنها را نكوهش كرده فرمودند : آنان حقّ را خوار و مخذول داشتند و باطل را هم يارى نكردند 41 خلوّ القلب من التّقوى يملأه من فتن الدّنيا دل را از تقوى خالى نگهداشتن آن را از گرفتارى دنيا پر كردن است . 42 خمسة ينبغي أن يهانوا الدّاخل بين إثنين لم يدخلاه فى أمرهما و المتأمّر على صاحب فى بيته و المتقدّم على مائدة لم يدع إليها و المقبل بحديثه على غير مستمع و الجالس فى المجالس الّتى لا يستحقّها : پنج تن اند كه سزاوار است خوار گردند كسى كه داخل گردد در بين دو نفرى كه آن دو نفر او را در كارشان دخالت ندهند و كسى كه بر خانهء وارد گردد و صاحب خانه را فرمان دهد ( كه فلان چيز را بياور و فلان چيز را بردار ) و كسى كه ناخوانده بر خوان و سفره در آيد و كسى كه بدون داشتن مستمع سخن آغاز كند و كسى كه در مجلسى كه لياقت آن را ندارد و بنشيند ( اين پنج تن اگر خوار شوند جز خود را نبايد نكوهش كنند ) . 43 خمس يستقبحن من خمس كثرة الفخر من العلماء و الحرص فى الحكماء و البخل فى الأغنياء و القحة فى النّساء و من المشايخ الزّنا : پنج چيز است كه از پنج كس زشت است كبر و نازش بسيار از علماء ، حرص در حكما و بزرگان ، بخل در توانگران بى شرمى در زنان ، و زنا كردن سالخوردگان و پيران ( اگر اين پنج چيز در اين پنج طايفه پيدا شد ملّتى را بباد نابودى خواهد داد و متأسفّانه اين پنج خوى زشت بلكه كليهّ اخلاق رذيله بحدّ اعلا در جامعهء امروزى ما مسلمين حكمفرما است و ملل اسلامى اسير دست اجانب است ) 44 خصلتان فيهما جماع المروءة اجتناب الرّجل ما يشينه و اكتسابه ما يزينه : دو خوى و خصلت است كه مردانگى در آن گرد مى گردد دورى گزيدن