عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

393

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

83 خير النّاس من زهدت نفسه و قلّت رغبته و ماتت شهوته و خلص ايمانه و صدق ايقانه : بهترين مردم كسى است كه خود را بزهد دارد و ميلش به دنيا كم باشد ايمانش به خدا خالص و پاك و يقينش درست و راست باشد . 84 خير الأمور ما سهلت مباديه و حسنت خواتمه و حمدت عواقبه : بهترين كارها كارى است كه ابتدايش آسان و انتهايش نيكو و پايانش پسنديده باشد ( دنيا را بر خود سبك گيرد تا در آخرت آسوده و راحت باشد . 85 خير الأمور أعجلها عائدة و أحمدها عاقبة : بهترين كارها كارى است كه فائده و سودش زودتر برسد و پايانش پسنديده‌تر باشد 86 خير أموالك ما كفاك : بهترين مالهاى تو آنست كه تو را كفايت كند . 87 خير إخوانك من واساك : بهترين برادران تو كسى است كه با تو مواسات كند . 88 خير ما ورّث الآباء الأبناء الأدب : بهترين ارثى كه پدران به پسران مى دهند كمال و ادب است . 89 خير العطاء ما كان عن غير طلب : بهترين بخشش آنست كه بدون درخواست باشد . ( الفصل الثلاثون ) حرف الخاء باللفظ المطلق ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الخاء باللّفظ المطلق قال عليه السّلام ( فصل سى ام ) از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السّلام در حرف خاء بلفظ مطلق آن حضرت فرمودند 1 خذ على عدوّك بالفضل فإنهّ أحد الظّفرين : دشمنت را به فضل و نيكى بچنگ ار كه اين خود يكى از دو پيروزى است . 2 خذ بالعدل و أعط بالفضل تحز المنقبتين عدل را فرا گير و بفضل و زيادتى عطا كن تا دو منقبت را دريابى ( هم منقبت عدالت هم فضيلت بخشش كردن ) 3 خذ من أمرك ما يقوم به عذرك و تثبت به حجّتك : از كار خود چيزى فرا گيرد كه بدان ( در نزد