عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
379
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
44 حسن السّيرة جمال القدرة و حصن الأمرة : پاكدرونى سبب زيبائى و زيور قدرت و پناهگاه فرمان روائى است . 45 حسن وجه المؤمن حسن عناية اللّه به زيبائى روى مؤمن از خوبى لطف و عنايت خدا در بارهء او است . 46 حسن البشر أحد البشارتين : گشادهروئى يكى از دو مژده دادن است ( و شخص خوشرو اگر مثلا بخواهد به كسى مژده دهد همان ديدارش در اوّلين وحله يكى از دو سرور است . 47 حسن اللّقاء أحد النّجحين : خوش برخوردن يكى از دو رستگارى است ( رستگارى از اندوه حاضر و بعد ) . 48 حسن الخلق أحد العطائين : خوش خوئى خودش يكى از دو بخشش است ( به همان معناى جملات پيشين ) . 49 حسن السّراح إحدى الرّاحتين : كار را خوش و آسان گرفتن يكى از دو آسايش است . 50 حسن الأدب أفضل نسب و أشرف سبب : ادب و كمال دين داشتن بالاترين نسب و شريفترين سبب است ( از اسبابهاى امور و پيشرفت در كارها ) . 51 حسن اليأس أجمل من ذلّ الطّلب : اميد را به خوبى از مردم قطع كردن نيكوتر از خوارى چيزى خواستن است . 52 حسن الأخلاق برهان كرم الأعراق : خوش خوئيها نشانهء خوش رگيها و پاك گهريها است . 53 حسن الأخلاق يدرّ الأرزاق و يونس الرّفاق : خوش خوئيها روزيها را فرو مىبارد و دوستان را به انسان مأنوس مى سازد . 54 حسن الخلق رأس كلّ برّ : خوش خوئى رأس و ريشهء هر خوبى است . 55 حسن البشر شيمة كلّ حرّ : گشادهروئى روش و رسم هر آزاد مردى است . 56 حسن الصّبر طليعة النّصر : خوب صبر كردن ( در مكاره ) روزنه و پيش در آمد پيروزى است 57 حسن الصّبر عون على كلّ أمر : خوب صبر كردن يارى كننده بر هر كارى است . 58 حسن التّوبة يمحو الحوبة : بسوى خدا به خوبى و درستى بازگشتن گناه را از بين مى برد .