عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
355
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
پند پذير باشد و رستگارى است براى كسى كه راستگو باشد ، يا آن را باور دارد . 91 تحرّ رضا اللّه و تجنّب سخطه فإنهّ لا يد لك بنقمته و لا غناء بك عن مغفرته و لا ملجأ لك منه إلّا اليه : رضاى خدا را تحصيل كن و از خشم وى بپرهيز زيرا كه تو ناگزير از خشم او بوده و از آمرزش او بى نياز نيستى و جز درگاه او از براى تو از او پناه ملجائى نيست ( كه نيست ) 92 توقّ سخط من لا ينجيك إلّا طاعته و لا يرديك إلّا معصيته و لا يسعك إلّا رحمته و التجى اليه و توكّل عليه : خود را واپاى از خشم كسى كه جز طاعت او نجات ندهد و جز معصيت او هلاكت نسازد و جز آمرزش و رحمت او گشايشى در كارت پديد نياورد به او پناه ببر و بر وى توكّل كن ( كه خدا پناه و پشتيبان خوبى است ) . 93 تعزّ عن الشيّى ء إذا منعته بقلّة ما يصحبك إذا اوتيته : ارجمندى و عزّت جوى از هر چيزى كه از آن باز داشته شوى بكم كردن چيزى كه مصاحبت آن چيز گاهى كه داده شوى تو را از خواستن آن چيز باز دارد ( مثلا عشق مال دارى به دستت نمى رسد آخرت و اطاعت خدا را مصاحب شو تو را از دنيا و مال بى نياز مى گرداند ) . 94 تنافسوا فى الأخلاق الرّغيبة و الأحلام العظيمة و الأخطار الجليلة يعظم لكم الجزاء : آرزومند باشيد در خوهاى دلپذير و شيرين كاميها و خاطرات عظيم و بزرگ تا اين كه اجر و مزد شما بزرگ گردد . 95 تبادروا المكارم و سارعوا إلى تحمّل المغارم واسعوا فى حاجة من هو نائم يحسن لكم فى الدّارين الجزاء و تنالوا من اللّه عظيم الحباء : بشتابيد بسوى نيكيها و سرعت گيريد بسوى برداشتن بار غرامتها ( و گناهان از دوش اشخاص نادان و گمراه ) و سعى كنيد در روا كردن حاجت كسى كه او در خواب است تا اين كه خدا در دو جهان پاداش خوبى بشما بدهد و از جانب او ببخششهاى بزرگ نائل گرديد . 96 تعصّبوا الخلال الحمد من الحفظ للجار و الوفاء بالذّمام و الطّاعة للهّ و المعصية للكبر و تحلّوا بمكارم الخلال : تعصّب و خون گرمى