عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
316
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نيرومند شدى پس در فرمانبردارى از خدا نيرومند باش 101 إذا ضعفت فاضعف عن معاصى اللّه سبحانه هرگاه ضعيف و ناتوان شدى ناتوان از معصيت كردن خداى سبحان باش . 102 إذا فقهت فتفقهّ فى دين اللّه سبحانه : هرگاه خواستى اهل فقه و دانش باشى پس در دين خداوند سبحان دانشمند باش ( و علم دين را تحصيل كن ) . 103 إذا اتّقيت فاتّق محارم اللّه : هرگاه خواستى تقوا را پيشهء خويش سازى تقواى از حرامهاى خدا را پيشهء خود ساز . 104 إذا هرب الزّاهد من النّاس فاطلبه : اگر زاهدى را ديدى كه از مردم گريزان است او را بجوى ( كه او مرد خدا است ) . 105 إذا طلب الزّاهد النّاس فاهرب منه : هرگاه ديدى كه زاهد جوياى مردم است ( بدانكه زهدش ) دامى است براى صيد كردن مردم ( پس از او بگريز ) 106 إذا اكرم اللّه عبدا شغله بمحبتّه : هرگاه خداوند سبحان بخواهد بنده را گرامى دارد او را بحبّ و دوستى خود سرگرم سازد . 107 إذا اصطفى اللّه عبدا جلببه خشيته : هرگاه خدا بخواهد بندهء را برگزيند ( و از ميان مردمش بر كشد و امتياز بخشد ) لباس دوستى خود را بوى در پوشاند . 108 إذا رأيت ربّك يوالى عليك البلاء فاشكره هرگاه ديدى كه خداوند بلايش را پى در پى بر تو مى فرستد سپاسش بگذار ( كه او تو را خواسته است و با ارسال بليّات هماره به ياد او خواهى بود ) . 109 إذا رأيت ربّك يتابع عليك النّعم فاحذره هرگاه ديدى كه خداوند نعمتهايش را پى در پى بر تو فرو مىبارد از وى بترس . 110 إذا تكلّمت بكلمة ملكتك و إن سكتّ عنها ملكتها : هرگاه بسخنى تكلّم كنى آن تو را به بند خويش دركشد و اگر از گفتن خاموش نشينى تو آن را به بند خويش دركشيده . 111 إذا أخذت نفسك بطاعة اللّه اكرمتها و إن بذلتها فى معاصى اللّه ابتذلتها : اگر نفست را بطاعت و فرمانبردارى خدا وادارى گراميش داشتهء و اگر آن را در كار نافرمانى خدا صرف كنى خوارش داشته . 112 إذا ضللت عن حكمة اللّه فقف عند قدرته فإنهّ إن فاتك من حكمته ما يشفيك فلن