عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

315

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هرگاه گناهان دوست بسيار گردد شاديى كه بواسطهء او دست مىدهد كم گردد . 89 إذا أبصرت العين الشّهوة عمى القلب عن العاقبة : هرگاه ديدهء شهوت باز گردد چشم دل از ديدن پايان كار كور شود . 90 إذا أحبّ اللّه عبدا ألهمه حسن العبادة هرگاه خداوند بندهء را دوست دارد نيكى عبادت را بدل او اندازد . 91 إذا اقترن العزم بالحزم كملت السّعادة : هرگاه عزم و همّت با دور انديشى توأم گردد نيكبختى كامل و درست است . 92 إذا قصرت يدك بالمكافات فأطل لسانك بالشّكر : هرگاه دستت از كيفر و مكافات كوتاه باشد زبانت را بشكر گذارى دراز كن . 93 إذا نزلت بك النّعمة فاجعل قراها الشّكر هرگاه نعمتى بر تو ( از جانب خدا ) نازل گردد شكر و سپاس را مهمانى آن نعمت قرار داده . 94 إذا رأيت مظلوما فأعنه على الظّالم : هرگاه ستم رسيده را ديدى او را بر ستمكار يارى كن ( و دست ستمگر را از سرش كوتاه ساز ) . 95 إذا رأيت المكارم فاجتنب المحارم : هرگاه بزرگواريها را رعايت و نگهدارى كردن خواهى پس از حرامها دورى گزين ( اصولا كسب بزرگوارى جز بدورى از گناهان بدست نيايد ) . 96 إذا كان البقاء لا يوجد فالنّعيم زائل : هرگاه پايدارى و بقا يافت نشود ( و رشتهء عمر بگسلد ) نعمت خود به خود نابود و زائل است ( و پروندهء روزى او بسته مىشود ) . 97 إذا كان القدر لا يردّ فالاحتراس باطل هرگاه تقدير تغيير پذير نباشد خود را نگهداشتن باطل و نابود است ( بلكه انسان وقتى كه مى بيند برگرداندن امرى مشكل و محال است اگر از آن فرار كند نامش دچار ننگ گردد و اگر پافشارى نمايد نيكنامى برد ) 98 إذا استخلص اللّه عبدا ألهمه الدّيانة : هرگاه خدا بنده را پاك و خالص خواهد ديانت را بوى تلقين فرمايد . 99 إذا أحبّ اللّه سبحانه عبدا حبّب اليه الأمانة : هرگاه خدا بندهء را دوست داشته باشد امانت دارى را نزدش محبوب گرداند . 100 إذا قويت فاقو على طاعة اللّه : هرگاه