عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
314
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
74 إذا تفقهّ الرفيع تواضع : هنگامى كه شخص بلند پايه دانش اندوزد فروتن گردد . 75 إذا تفقهّ الوضيع ترفّع : هنگامى كه شخص فرومايه دانش آموزد بسركشى گرايد . 76 إذا قام أحدكم إلى الصّلوة فليصلّ صلاة مودّع : هرگاه يكى از شما به نماز ايستد بايد نماز بخواند نماز خواندن كسى كه با نماز وداع مىكند . 77 إذا أردت أن تطاع فاسئل ما يستطاع هرگاه خواسته باشى كه فرمانت اطاعت كرده شود آن را از كسى بخواه كه توانائى داشته باشد . 78 إذا حسن الخلق لطف القول : هرگاه خلق و خوى خوش باشد سخن از روى مهر و محبّت گفته شود . 79 إذا قويت الأمانة كثر الصّدق : هرگاه امانت دارى استوار باشد ( و شخص خيانت روا نداشته باشد ) راستى بسيار گردد ( و آن كس از روى اطمينان قلب صحبت كند . 80 إذا كمل العقل نقصت الشّهوة : هرگاه عقل كه كامل باشد خواهش و شهوت كاهش گيرد . 81 إذا تباعدت المصيبة قربت السّلوة : هرگاه مصيبت دور گردد آسايش و تسليت نزديك شود . 82 إذا طلبت العزّ فاطلبه بالطّاعة : هرگاه طالب عزّت شدى آن را در طاعت و فرمانبردارى خداى بجوى . 83 إذا طلبت الغنى فاطلبه بالقناعة : هرگاه توانگرى را طالبى آن را در قناعت بجوى . 84 إذا لم يكن ما تريد فأرد ما يكون : هرگاه آنچه مى خواهى ميسّر نشود چيزى را كه ميسّر مىشود بخواه . 85 إذا ظهرت الرّيبة سائت الظّنون : هرگاه اطمينان و يقين از ميان مردم برداشته شود و ) شكّ پديدار گردد گمانها بد شود . 86 إذا لم يكن ما تريد فلا تبال كيف كنت : هرگاه آنچه مى خواهى نشود هرطور شدى باكت نباشد 87 إذا غلبت على الكلام فإيّاك أن تغلب على السّكوت : اگر گاهى بر سخن دست پيدا كردى پس سخت بپرهيز از اين كه خاموشى را مغلوب و زير دست سازى ( بلكه بايد خاموشى تو را مغلوب سازد و جز بگاه ضرورت لب بسخن نگشائى ) . 88 إذا كثرت ذنوب الصّديق قلّ السّرور به :