عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
307
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
با ابو على دوستى داشت و او را از نقشههاى قابوس مستحضر مى داشت قابوس را از اين معنى اطّلاع دادند او از غايت هوشيارى به روى خود نياورده تا روزى كه لشكريانش همگان مسلّح و در برابر لشكر ابو على قرار گرفتند آن گاه سپاهيان خود را مخاطب كرده و گفت انديشه بخاطر راه ندهيد كه بزرگان لشكر ابو على به من نوشتهاند همين كه تلاقى فريقين دست داد ابو على را دست بسته به من سپارند ابو الفضل بمجرّد شنيدن اين سخن را فورى با بو على برسانيد ابو على متوحّش شده خود را كنار كشيد و فرار كرد و لشكرش بدون جنگ و خونريزى مغلوب گرديدند . 25 آفة القوىّ استضعاف الخصم : آفت نيرومندى دشمن را ناتوان پنداشتن است . 26 آفة الحلم الذّلّ : آفت بردبارى خواريست 27 آفة العطاء المطل : آفت بخشش دير دادن است ( وسائل را چشم به راه نگهداشتن ) . 28 آفة الإقتصاد البخل : آفت ميانهروى بخل است ( چون بخيل از راه خسّت بر خود و كسانش تنگ مى گيرد و افراط مىكند فلذا او را بخيل نامند نه مقتصد ) 29 آفة الهيبة المزاح : آفت شكوه و هيبت مزاح است 30 آفة الطّلب عدم النّجاح : آفت درخواست ( سست جنبيدن و ) پشت كار را نگرفتن است . 31 آفة الملك ضعف الحماية : آفت كشوردارى در نگهدارى آن سستى كردن است . 32 آفة العهد قلّة الرّعاية : آفت پيمان آن را كم نگهداشتن و رعايت نكردن است . 33 آفة الريّاسة الفخر : آفت رياست بر خويش نازيدن و باليدن است ( و ديگران را خوار پنداشتن و به حساب نياوردن ) . 34 آفة النّقل كذب الرّواية : آفت نقل حديث حديث دروغ روايتكردن است . 35 آفة العلم ترك العمل به : آفت علم عمل كردن به آن را واگذاردن است . 36 آفة العمل ترك الإخلاص فيه : آفت عمل اخلاص و پاك درونى را در آن واگذاردن است ( و براى غير خدا كار كردن ) . 37 آفة الجود الفقر : آفت بخشش ندارى است 38 آفة العامّة العالم الفاجر : آفت عموم مردم عالم زشت كار و بد كردار است . 39 آفة العدل الظّالم الجائر : آفت دادگسترى