عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

305

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

11 آفة المجد عوائق القضاء : آفت بزرگى عوائق و موانع و پيش آمدهاى قضا و قدر است ( كه مانع از پيشرفت انسان مى گردند ) . 12 آفة النّفس الوله بالدّنيا : آفت نفس انسانى دنيا را دل سپردن است . 13 آفة المشاورة انتقاض الأراء : آفت مشورت كردن رايها و انديشه‌ها ( ى درست ديگران ) را درهم شكستن و آنها را كار نبستن است . 14 آفة الملوك سوء السّيرة : آفت پادشاهان بد رفتارى كردن با رعيّت است . 15 آفة الوزراء سوء السّريرة : آفت وزيران ناپاكى و بد انديشى است . 16 آفة العلماء حبّ الريّاسة : آفت علماء و دانشمندان ( بر خلاف دستور دين و دانش كار كردن و ) رتبه و سرورى خواستن است . 17 آفة الزّعماء ضعف السّياسة : آفت زمامداران سستى و بى سياستى است . 18 آفة الجند مخالفة القادة : آفت سپاهيان مخالفت سر لشكران است با يكديگر ( مخالفت نه تنها هر سپاهى را شكست مىدهد و از بين مى برد بلكه اين صفت شوم در هر كشورى و لو هر قدر بزرگ پيدا شود تار و پود آن ملّت را بر باد فنا مىدهد ) . 19 آفة الرّياضة غلبة العادة : آفت رياضت كشيدن و نفس را هموار كردن غلبهء عادت است ( مثلا انسان خيلى مايل است كارهاى نيك انجام دهد فرضا به نماز شب برخيزد و چون عادت بشب خيزى ندارد رياضت از بين مى رود و بمقام محمود الهى نمى رسد ) . 20 آفة الرّعيّة مخالفة الطّاعة : آفت و اسباب نابودى رعيّت مخالفت در اطاعت از پادشاه است . 21 آفة الورع قلّة القناعة : آفت پرهيز و پارسائى كمى قناعت است . 22 آفة القضاة الطّمع : آفت قاضيان طمع است ( كه با گرفتن رشوه‌هاى كلان حقّ مردمان را زير پا مى گذارند ابن ابى الحديد در بارهء قاضيان قضايايى نقل مىكند از جمله گويد دو نفر با هم نزاعى داشتند يكى براى قاضى شترى برد ديگرى چراغى آنكه شتر برده بود بقاضى مى گفت معاملهء ما را ببر بدانسانكه سر شتر را مى برند آن ديگر مى گفت : أيّها القاضى أمرى أضوء من السّراج : امر من از چراغ روشن تر