عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

295

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

لكن با تمام اين كوششها مگر توانستند نور خدا را خاموش سازند بقول ابن ابى الحديد هر چه اجداد ناپاك خود را ستودند و هر چه آل على ( ع ) را نكوهيدند معذلك در بارهء اجداد خودشان مثل اين كه جيفه و لاشه گنديده را برابر خورشيد تابستانى قرار داده باشند روز تا روز گندشان بيشتر مى شد و در بارهء اهل بيت مانند مشكى بود كه هر چه پنهانش كنند عطر و عبيرش فضاى جهانرا معطّرتر مى ساخت ، دو داستان شيرين است براى روشنى چشم دوستان دوست دارم بياورم در همان ايّام كه با تمام قواء باخفاء فضائل على ( ع ) و اخماد نور خدا مى كوشيدند باز مردان حق پرست در گوشه و كنار انجمنها تشكيل داده فضائل اهل بيت را بيان مى كردند معاويهّ سالى بحجّ رفت و بمدينه وارد شد ابن عبّاس را ديدن كرد و گفت يابن عبّاس مگر دستور من در بارهء اخفاى فضائل على ( ع ) به تو نرسيده است ابن عباس گفت معاويه يعنى ميگوئى ما قرآن نخوانيم گفت بخوانيد لكن آن طورى كه علماء دربار من معنى ميكنند معنى كنيد ( چون اغلب آيات قرآنى در شأن على ( ع است ) ابن عبّاس گفت معاويه قرآن در خانهء ما نازل شده است تو ميگوئى آن را از طريق زنازادگان و چاپلوسانى چند كه در دربار تو به شكم چرانى سرگرم اند اخذ كنيم معاويهّ صلاح در سكوت ديده برفت و بر شدّت عمل خود به سختى بيفزود اتّفاقا در همان روزها روزى ابن عبّاس در حال نابينائى بر استرى سوار و بر قومى گذشت كه بسبّ على مشغول بودند ابن عبّاس بغلامش گفت استر را نگه دارد آن گاه به آن مردم گفت كداميك از شما به خدا ناسزا مى گويد گفتند به خدا پناه مى بريم از اين كار گفت كيست از شما كه برسول خدا دشنام مىدهد گفتند به خدا پناه مى بريم از اين عمل فرمود كيست از شما كه بعلىّ بن ابي طالب عليه السّلام بد مى گويد گفتند اين كار را ما مشغوليم فرمود گواه باشيد كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود هر كه مرا سبّ كند خدا را سبّ كرده است هر كه على ( ع ) را سبّ كند مرا سبّ نموده است تمام سرها را به زير انداختند ابن عبّاس روان شد در راه غلامش را گفت اينها را چگونه ديدى گفت نظروا إليك بأعين محمّرة نظر التّيوس إلى شفار الجازر گفت تو را نگاه مى كردند نگاه كردن نربز بكارد قصّاب ابن عبّاس غلام را گفت ديگر بگو پدر و مادرم بقربانت گفت : خزر العيون منكّسى أذقانهم نظر الذّليل إلى العزيز القاهر چشمانشان فرو مرده زقنها به زير