عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
292
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و اخترمه أهلكه و استأصله ) . 23 إنّكم إن اغتنمتم صالح الأعمال نلتم من الأخرة نهاية الآمال : البتهّ كه شما اگر كردارهاى نيك را غنيمت شماريد ( و آنها را بجاى آوريد ) بانتها درجه اميد و آرزوى خودتان از ( ثوابهاى ) آخرت خواهيد رسيد . 24 إنّكم إنّما خلقتم للآخرة لا للدّنيا و للبقاء لا للفناء : البتهّ كه شما براى آخرت آفريده شدهايد نه براى دنيا و براى ماندن و هستى به دنيا آمدهايد نه براى نماندن و نيستى . 25 إنّكم ان رضيتم بالقضاء طابت عيشتكم و فزتم بالغناء : البتهّ كه شما اگر به قضاى خدا راضى باشيد زندگيتان گوارا مىشود و بثروت و توانگرى مى رسيد . 26 إنّكم إن صبرتم على البلاء و شكرتم فى الرّخاء و رضيتم بالقضاء كان لكم من اللّه سبحانه الرّضا : البتهّ اگر شما بر بلا شكيبا و بگاه فراخى و آسايش سپاسگذار بوده به قضاى خداوندى رضا باشيد از جانب خدا نيز براى شما رضا و خورسندى خواهد بود . 27 إنّكم إن زهدتم خلصتم من شقاء الدّنيا و فزتم بدار البقاء : البتهّ شما اگر از دنيا كناره گيريد و زهد را پيشه سازيد از بدبختى دنيا دنيا آسوده شده بدار باقى خواهيد رسيد . 28 إنّكم ان قنعتم حزتم الغنى و خفّت عليكم مؤن الدّنيا : البتهّ اگر شما قناعت را پيشهء خود سازيد بتوانگرى پاداش داده شده و بار زندگى دنيا بر شما سبك خواهد شد . 29 إنّكم إن رغبتم فى الدّنيا أفنيتم أعماركم فيما لا تبقون له و لا يبقى لكم : البتهّ شما اگر به دنيا ميل و رغبتى پيدا كنيد عمرهاى خود را در چيزى تمام كردهايد كه نه شما براى آن مى مانيد و نه آن براى شما . 30 إنّكم إن أمّرتم عليكم الهوى أصمّكم و أعماكم و أرداكم : براستى كه اگر شما هوا را بر خويش امارت دهيد آن هواى نفس شما را كر و كور سازد و برويتان در افكند ( و در دو دنيا بيچارهتان كند ) . 31 إنّكم إن أطعتم أنفسكم نزعت بكم إلى شرّ غاية : براستى كه شما اگر نفوس خودتان را