عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
283
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نصرة دينه أجاهد و أقاتل : بدرستى كه گفتگوى من ( با مردم همواره ) براى پايدارى حجّتها و آيات خدائى است و اين همه پيكار و كوششم براى يارى دين او است . أو أن يكون زمان أطول من زمانى 7 إنّى لأرفع نفسى أن تكون حاجة لا يسعها جودى أو جهل لا يسعه حلمى أو ذنب لا يسعه عفوى أو أن يكون زمان أطول من زمانى : البتهّ من نفس خويش را بلندتر از آن مى دارم كه حاجت و خواهشى باشد كه بخشش من گنجايش آن را نداشته باشد يا آن كه نادانئى باشد كه حلمم آن را فرو نگيرد يا آنكه گناهى باشد كه گذشت من انرا در بر نگيرد يا آنكه روزگارى درازتر از روزگار من باشد . 8 إنّى كنت إذا سئلت رسول اللّه صلوات و سلامه عليه أعطانى و إذا سكتّ عن مسئلته ابتدأنى ( اين افتخار خاصّ و ويژهء من دون ديگران است ) منم كه هرگاه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چيزى مى خواستم و مسئله مى پرسيدم عطا مى فرمود و جواب مى داد هرگاه خاموش مى شدم خود حضرت ابتدا مى فرمود ( و مطلبى را مطرح ميكرد و از خرمن علوم خويش مرا برخوردار مى داشت ) . 9 إنّى لأرفع نفسى عن أن أنهى النّاس عمّا لست انتهى عنه أوامرهم بما لا أسبقهم إليه بعملى أو أرضى منهم بما لا يرضى ربّى : نفس من رفيعتر و بلندتر از آن است كه مردم را باز دارم از چيزى كه خودم را از آن باز نمى دارم و آنها را بكارى وادارم كه خودم در آن كار بر آنان پيشدستى نكنم يا از آنها به چيزى راضى شوم كه خدا را آن كار راضى و خورسند نكند ( من رئيس و پيشواى مؤمنان و خدا پرستانم و كارهايم تمام بايد سرمشق براى مسلمانان جهان باشد و در امر بمعروف و نهى از منكر بر تمامى اسلاميان مقدّمم كما اين كه جملهء آينده شاهد آن است ) . 10 إنّى لا أحثّكم على طاعة إلّا و أسبقكم إليها و لا أنها كم عن معصية إلّا و أتناهى قبلكم عنها : البتهّ من شما را بطاعتى وادار نميكنم جز اين كه خودم در آن طاعت بر شما پيشى مى جويم و از گناهى باز نمى دارم جز آنكه خودم پيش از شما از آن باز مى ايستم . 11 إنّى طلّقت الدّنيا ثلاثا بتاتا لا رجعة