عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
269
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و أنذركم و حذّركم منها فأبلغ : براستى كه كسى از جهان جز بزهد و كنارهگيرى از آن نرهد ( و با شاهد دولت آخرت هم آغوش نگردد ) مردم در آن براى امتحان و آزمايش گرفتار شدند هر چه از آن براى آن دنيا فرا گيرند ( و مال گرد آرند ) از آن بيرون رانده شوند و برايش مؤاخذه و محاسبه گردند و هر چه از آن كه براى غير آن ( آخرت ) گرد آرند بر آن در آيند و در آن اقامت گزينند و اين جهان در نزد خردمندان همچون سايه است كه بمحض اين كه مى رود دامان بگسترد دامن بر چيند و بمجرّد اين كه افزايش خواهد كاستى گيرد بدرستى كه خداوند سبحان براى شما عذر نگذاشته در باز داشتنش شما را از آن و ترسانيده و بر حذر داشته است شما را از آن پس رسا بوده است ترسانيدن و بر حذر داشتنش 323 إنّ الدّنيا لم تخلق لكم دار مقام و لا محلّ قرار و إنّما جعلت لكم مجازا لتزوّدوا منها الأعمال الصّالحة لدار القرار فكونوا منها على أوفاز و لا تخد عنّكم العاجلة و لا تغرّنكم فيها الفتنة : براستى كه جهان آفريده نشد كه براى شما سراى جاى گزيدن و جايگاه آرام گرفتن باشد لكن فى الجمله براى شما گذرگاهى قرار داده شد كه ( روزكى چند در آن بياسائيد و ) از آن براى سراى جاى و قرار گرفتن از كردارهاى نيك توشه گرد آريد پس بوده باشيد از ناحيهء دنيا در حال شتاب و كوچ كردن ( يعنى كه در آن آرام و قرار نگيريد ) نكند كه جهان شما را بفريبد و فتنه در آن جهان شما را مغرور كند و خواب خرگوش دهد ( كه اگر چنين شود گرفتارى و پشيمانى سختى را دچار خواهيد شد ) يا موسى لا تطوّل فى الدّنيا أملك فتقسى قلبك و قاسى القلب منّى بعيد إلى قوله سبحانه و صح إلىّ من كثرة الذّنوب صياح المذنب الهارب من عدوهّ و استعن بى على ذلك فإنّى نعم العون و نعم المستعان : ( خداوند منّان بموسى بن عمران وحى فرستاد كه ( يا موسى دامنهء آرزويت را در دنيا دراز مكن كه دل سنگين مى شوى و شخص دل سنگين از من دور است تا آنجا كه فرمايد و از بسيارى گناهان بنزد من صيحه بزن صيحه زدن شخص گنهكار گريزنده از دشمنش ( كه هيچ راه مفرّ و مناصى ندارد ) و در اين كار از من كه خدايم يارى جوى كه من بهترين يار و نيكويارى كننده هستم 324 إنّ الزّهادة قصر الأمل و الشّكر على النّعم