عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

265

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

فريب و دروغ است شاديش ناپايدار و از گرفتاريش كسى ايمن و بر كنار نيست بسيار فريبنده بسيار زيان زننده رنگ برنگ شونده ، بر كنار شونده ، تمام شونده ، نابود شونده ، بسيار خورنده بسيار هلاك كننده است . 311 إنّ الدّنيا يونق منظرها و يوبق مخبرها قد تزيّنت بالغرور و غرّت بزينتها دار هانت على ربّها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشرّها و حلوها بمرّها لم يصفّها اللّه لأوليائه و لم يضنّ بها على أعدائه بدرستى كه ديدنى هاى جهان زيبا و طرب انگيز و ناديدنى هاى آن هلاكت بار بتحقيق كه بفريب آراسته و به همان زينت و آراستگيش مردم را مى فريبد سرائى است در نزد پروردگارش بسيار خوار پس حلالش به حرام و خيرش با شرّش و شيرينيش با تلخش بهم در آميخته است خدا آن را براى دوستانش پاكيزه از آلايش ها و صافى از كدرها قرار نداده و از دادن آن بدشمنان بخل نورزيده و دريغ نكرده است . 312 إنّ للدّنيا مع كلّ شربة شرقا و مع كلّ أكلة غصصا لا تنال منها نعمة إلّا بفراق أخرى و لا يستقبل فيها المرء يوما من عمره إلّا بفراق اخر من أجله و لا يحيى له فيها أثر إلّا مات له أثر : براستى كه دنيا را با هر شربت آبش گلو گرفتنى و با هر لقمه نانش اندوه و غصهّ‌ايست انسان در اين جهان بنعمتى نرسد جز آنكه نعمت ديگرى را از دست بدهد و روزى از عمرش را استقبال نكند جز آنكه روزى ديگر از مدّتش را پشت سر گذارد و اثرى ( از آثارش ) در آن زنده نشود جز آنكه اثر و نشانهء ديگرى از او بميرد و از بين برود . 313 إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدّقها و دار عافية لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن إتّعظ بها قد اذنت ببنيها و نادت بفراقها و نعت نفسها و أهلها فمثّلت لهم ببلائها البلاء و شوّقتهم بسرورها إلى السّرور راحت بعافية و تبكّرت بفجيعة ترغيبا و ترهيبا و تخويفا و تحذيرا فذمّها رجال غداة النّدامة و حمدها اخرون ذكّرتهم فذكروا و حدّثتهم فصدّقوا فاتّعظوا منها بالغير و العبر : براستى كه جهان سراى درستى است براى كسى كه تصديقش كرده است و خانهء ايمنى از