عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
10
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
178 ألشّكر مفروض سپاسگزارى از خدا و خلق واجب است . 179 الفطنة هداية زيركى راه به مقصد بردن است 180 الغباوة غواية كودنى و گولى گمراهى است . 181 ألطّمع فقر طمع داشتن فقير بودن است . 182 الإشراك كفر شرك به خدا ورزيدن كفر است . 183 الحياء محرمة شرمگين بودن با حرمان و دورى زيستن است 184 ألزّلل مندمة لغزش از كار موجب پشيمانى است 185 ألزّهد ثروة ترك دنيا توانگرى است . 186 الهوى صبوة آرزو داشتن كودكانه است . 187 الحلم عشيرة بردبارى خويشاوند پيدا كردن است 188 ألسفّه جريرة نادانى و بى خردى گناه است 189 ألأمانيّ تخدع آرزوها مى فريبند . 190 الأجل يصرع اجل شخص را به خاك مى افكند 191 ألدّنيا تضرّ دنيا ( در هر صورت بر انسان ) زيان مى زند 192 الآخرة تسرّ آخرت خوشنود مى گرداند . 193 الأمل يغرّ آرزو فريب مىدهد . 194 العيش يمرّ روزگار مى گذرد . 195 ألرّحيل وشيك هنگام كوچيدن ( از جهان ) نزديك است 196 العلم ينجيك دانش تو را مى رهاند . 197 الجهل يرديك نادانى تو را هلاك مى گرداند 198 الموت مريح مرگ رهاننده است . 199 ألبرىّ ( البرى ء ) صحيح لاغرى تندرستى است ( بى گناه تندرست است ) 200 الأمر قريب مرگ و قيامت نزديك است . 201 المنافق مريب مرد دورو در شك اندازنده است . 202 ألتّأييد حزم مدد خواستن هشيارى است 203 الإحسان غنم نيكوئى با مردم كردن غنيمت است 204 العدل إنصاف داد دادن ميانهروى كردنست 205 القناعة عفاف قناعت داشتن پارسا بودنست 206 المستسلم موقّى تسليم شونده در پيش هر چيزى نگه داشته شده است . 207 المحترس ملقى تن پرور افكنده است 208 الأجل جنّة اجل هر كس برايش سپريست ( از بلاها ) 209 ألتّوفيق رحمة موفقيّت در كارها رحمت خدا است 210 العلم جلالة دانشمندى بزرگوارى است 211 الجهالة ضلالة نادانى گمراهى است . 212 الفرص خلس فرصتها با نيرنگ بدست مى آيند 213 الفوت غصص فرصت را از دست دادن غصهّها است 214 الهيبة خيبة با شكوه بودن بى بهره ماندن است 215 ألصّدق مرفعة راستى سر بلندى دهنده است