عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
257
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
للدّنيا أو مستظهرا بنعم اللّه على عباده و بحججه على أوليائه أو منقادا لحملة الحقّ لا بصيرة له فى أحنائه ينقدح الشّكّ فى قلبه لأوّل عارض من شبهة : ( اين قسمت از فرمايش حضرت عليه السّلام از سخن 139 نهج البلاغه است كه جناب كميل ابن زياد رضوان اللّه عليه گويد حضرت عليه السّلام روزى دست مرا گرفت و بصحرا برد در ميان صحرا ناگاه مانند مردمان ستم رسيده ( كه عقدهء اندوه راه آمد و شد نفسش را تنگ بر بسته باشد از سينهء پر آتش ) آهى بر كشيد و سخنى مبسوط بيان نمود تا اين كه دست نازنين بر سينهء مبارك زده و فرمود : كميلا ) البتهّ در اين سينهء من علم فراوانى روى هم انباشته شده است اى كاش كسانى پيدا مى كردم و اين بار گران دل را كمى بر دوش آنان مى نهادم ( و اندكى آسوده مى گشتم چكنم كه در اين زمان از چنين كس اثرى پيدا نيست ) چرا مى يابم كسانى را كه تيز فهمند و بمطلب زود پى مى برند ولى بر آنان ايمن نيستم كسى است كه دين را براى پيشرفت كار دنيايش به كار مى برد و با نعمتهاى خدا عليه بندگان خدا و بحجّتهاى خدا بر دوستان خدا برترى مى جويد و گردن فرازى مىكند ( از او كه مى گذرم ) ديگرى را مى يابم كه او پيرو اهل حقّ است لكن در لابلاى باطنش بينش و بصيرت نيست باوّلين شبههاى كه برايش عارض مىشود شكّ و بدگمانى در دلش بناى آتش افروزى را مى گذارد ( كميلا هيچيك از اين دو در كار دين بدردخور نيستند به شخص سوّم برميخورم او را هم مى نگرم كه در لذّت و خوشى زياد روى كرده عنان را در كف شهوت رها كرده است همّتش فقط بر آن مصروفست كه خوش بخورد و خوش بخسبد بچهارمى مى رسم مى بينم كه او هم فقط بگرد كردن و پس اندازى مال مشغول است اى كميل هيچكدام از اينها در كار رعايت و نگهدارى دين به درد خور نيستند و بكس شمرده نمى شوند نزديكترين چيزى كه اينها به آن شباهت دارند چارپايان چرا كنندهاند كه فقط و فقط همّتشان بپر كردن شكمشان مصروف است اى كميل اين طور مىشود كه علم بمرگ علماى حقيقى از بين مى رود انتهى ) . 282 إنّ الدّنيا دار عناء و فناء و غير و عبر و محلّ فتنة و محنة : براستى كه اين دنيا سراى گرفتارى و ناپايدارى و دگرگون گشتن و پند گرفتن و جايگاه فتنه و رنج است .