عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

249

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و الفجور دار حصن ذليل لا يحرز أهله و لا يمنع من لجأ إليه : براستى كه تقوا و ترس از خدا سر او پناهگاه عزيز و استوارى است براى كسى كه بدان پناهنده شود و فسق و فجور سر او پناهگاه سست و خوارى است كه اهل خود را نگهدارى نكند و مكروهات را از كسى كه بدان پناه برد دفع ندهد ( فلذا چه خوش است كه بندگان خداى رخت از سراى نااستوار گناهان بدژ پولادين تقوا و پرهيزكارى كشند و از گزند جهان ايمن نشينند ) 246 إنّ التّقوى فى اليوم الحرز و الجنّة و فى غد الطّريق إلى الجنّة مسلكها واضح و سالكها رابح : براستى كه ترس و پرهيز از خدا امروز دنيا پناه و سپرى است ( از مكروهات جهان ) و در فرداى محشر راهى است بسوى بهشت كه جادهّء پيمودن آن صاف و روشن و ره پيماى آن سود برنده است . 247 إنّ تقوى اللّه عمارة الدّين و عماد اليقين و إنّها لمفتاح صلاح و مصباح نجاح : براستى كه تقوا و ترس از خدا را كار بستن دين را آباد ساختن و ستون و پايهء يقين است اين تقوا است كه كليد درگاه صلاح و درستى و چراغ درخشان راه رستگارى است . 248 إنّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات حجزه التّقوى عن تقحّم الشّبهات براستى كسى كه عبرتها براى او روشن و آشكار سازند از آنچه كه بين دو دست براى او روشن و آشكار سازند از آنچه كه بين دو دست او است از گرفتاريها ( ى امّتهاى گذشته كه در اثر بى تقوائى و نافرمانى مرتكب شدند ) البتهّ تقوا او را از افتادن در شبهات نگه مى دارد 249 إنّ من فارق التّقوى اغرى باللّذّات و الشّهوات و وقع فى تيه السّيّئات و لزمه كثير التّبعات : براستى آن كس كه از تقوا كنار كشيد فريب لذّات و شهوات را بخورد و بيابان در گناهان واقع گردد و مستوجب باز خواستهاى بسيار گردد 250 إنّ تقوى اللّه مفتاح سداد و ذخيرة معاد و عتق من كلّ ملكة و نجاة من كلّ هلكة بها ينجو الهارب و تنج المطالب و تنال الرّغائب : بدرستى كه ترس از خدا كليد درستى و توشهء روز بازگشت و رهائى از هر بند و قيدى و رستگارى و نجات از هر هلاكت است بدان نجات مى يابد گريزنده و بر آورده شود آرمان ها و بچيزهائى كه مورد رغبتش باشد شخص مى رسد .