عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

242

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

212 إنّ أمامك عقبة كئود المخفّف فيها أحسن حالا من المثقل و المبطئ عليها أقبح أمرا من المسرع و إنّ مهبطها بك لا محالة إلى جنّة أو نار : براستى كه تو را در پيش روى كريوه و گردنه ايست كه ( بالا رفتن از آن بسى ) سخت و دشوار است كه سبكبار در پيمودن آن حالش بهتر از سنگين بار است و كند رو در آن كرد نه كارش زشت تر از تندرو است تو در پائين و فرودگاه آن گردنه ناگزير بيكى از دو جا خواهى بود يا در بهشت و يا در جهنّم و آتش ( بندگان خداى براى عبور از اين گردنه خود را از بار و زر و مال حقوق مردمان سبك سازيد تا آسان بگذريد ) . 213 إنّ أعظم النّاس حسرة يوم القيمة رجل اكتسب مالا من غير طاعة اللّه فورثّه رجلا أنفقه فى طاعة اللّه فدخل به الجنّة و دخل الأوّل النّار : براستى كه در فرداى قيامت آن كسى حسرتش از همگان بزرگتر است كه مالى را از غير راه فرمان خدا بدست آورده باشد و آن مال را به مردى بميراث داده كه در راه طاعت و دستور خدا مصرفش كند پس اين دوّمى بواسطهء آن داخل بهشت گردد لكن اوّلى بجهنّم رود ( آيا چه حالى خواهد داشت وقتى كه وارث نيكوكار خود را در بهشت و خود را با آن همه رنج و زحمت در تحصيل آن مال در ميان آتش ببيند پس بهتر آنست كه انسان كارش را بوارث نگذارد و براى خودش كارى انجام دهد ) . 214 إنّ النّاس الى صالح الأدب أحوج منهم إلى الفضّة و الذّهب : براستى كه مردم بسوى كمال و ادبى نيك و شايسته ( كه آن علم دين و قرآن است ) نيازشان بيشتر است تا بسوى طلا و نقره ( زيرا ادب و كمال دين است كه جمال باطن و ظاهر بشر است نه درهم و دينار ) . 215 إنّ هذا القران هو النّاصح الّذى لا يغشّ و الهادى الّذى لا يضلّ و المحدّث الّذى لا يكذب : براستى كه اين قرآن مجيد پند گوئى است كه خيانت نكند و هدايت كننده‌ايست كه گمراه ننمايد و سخنگويى است كه دروغ نگويد ( نورى است كه دلهاى خوانندگان خود را روشن سازد و عمل كنندگان را داخل بهشت نمايد ) . 216 إنّ هذا الموت لطالب حثيث لا يفوته المقيم و لا يعجزه من هرب : براستى كه اين مرگ طلبكار